Bosgun

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

به یاد شاعر مردمی، سیاوش کسرایی:

 ۱۴ سال از مرگ شاعر “آرش کمانگیر” گذشت

برف مي بارد؛
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ.
كوه ها خاموش،
دره ها دلتنگ،
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ…
بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي،
يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد،
ردِّ پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان،
ما چه مي كرديم در كولاكِ دل آشفته ي دم سرد؟
آنك، آنك كلبه اي روشن،
روي تپه، روبه روي من…

در گشودندم.
مهرباني ها نمودندم.
زود دانستم، كه دور از داستان خشم برف و سوز،
در كنار شعله ي آتش،
قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز،
« … گفته بودم زندگي زيباست.
گفته و ناگفته، اي بس نكته ها كاينجاست.
آسمان باز؛
آفتاب زر؛
باغ هاي گل؛ دشت هاي بي در و پيكر؛

سر برون آوردن گل از درون برف؛
تاب نرم رقص ماهي در بلور آب؛
بوي عطر خاك باران خورده در كهسار؛
خواب گندم زارها در چشمه ي مهتاب؛
آمدن، رفتن، دويدن؛
عشق ورزيدن؛
در غم انسان نشستن؛
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن؛

كار كردن، كار كردن؛
آرميدن؛
چشم انداز بيابان هاي خشك و تشنه را ديدن؛
جرعه هايي از سبوي تازه آبِ پاك نوشيدن؛

گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن؛
هم نفس با بلبلان كوهي آواره خواندن؛
در تله افتاده آهوبچگان را شيردادن و رهانيدن؛
نيم روز خستگي را در پناه دره ماندن؛

گاه گاهي،
زيرِ سقفِ اين سفالين بام هاي مه گرفته،
قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن؛
بي تكان گهواره يِ رنگين كمان را
در كنار بام ديدن؛

يا، شب برفي،
پيشِ آتش ها نشستن،
دل به رؤياهاي دامن گير و گرمِ شعله بستن…

آري، آري، زندگي زيباست.
زندگي آتش گهي ديرنده پابرجاست.
گر بيفروزيش، رقص شعله اش در هر كران پيداست.
ورنه، خاموش است و خاموشي گناه ماست.»

پيرمرد، آرام و با لبخند،
كنده اي در كوره ي افسرده جان افكند.
چشم هايش در سياهي هاي كومه جست وجو مي كرد؛
زير لب آهسته با خود گفت وگو مي كرد:

« زندگي را شعله بايد برفروزنده؛
شعله ها را هيمه سوزنده.
جنگلي هستي تو، اي انسان!

جنگل، اي روييده آزاده،
بي دريغ افكنده روي كوه ها دامان،
آشيان ها بر سرانگشتان تو جاويد،
چشمه ها در سايبان هاي تو جوشنده،
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان،
جان تو خدمت گرِ آتش…
سربلند و سبز باش، اي جنگلِ انسان!

« زندگاني شعله ميخواهد»، صدا سرداد عمو نوروز،
شعله ها را هيمه بايد روشني افروز.
كودكانم، داستان ما ز آرش بود.
او به جان خدمت گزار باغ آتش بود.

روزگاري بود؛
روزگار تلخ و تاري بود.
بخت ما چون روي بد خواهان ما تيره.
دشمنان برجان ما چيره.
شهرِ سيلي خورده هذيان داشت؛
بر زبان بس داستان هاي پريشان داشت.
زندگي سرد و سيه چون سنگ؛
روزِ بدنامي،
روزگار ننگ.
غيرت اندر بندهاي بندگي پيچان؛
عشق در بيماري دل مردگي بي جان.

فصل ها فصلِ زمستان شد،
صحنه ي گلگشت ها گم شد، نشستن در شبستان
در شبستان هاي خاموشي،
مي تراويد از گلِ انديشه ها عطر فراموشي.

ترس بود و بال هاي مرگ؛
كس نمي جنبيد، چون بر شاخه برگ از برگ.
سنگر آزادگان خاموش؛
خيمه گاه دشمنان پرجوش.

مرزهاي مُلك،
همچو سرحدّات دامن گسترانديشه، بي سامان.
برج هاي شهر،
همچو باروهاي دل، بشكسته و ويران.
دشمنان بگذشته از سرحدّ و از باور…
هيچ سينه كينه اي در بر نمي اندوخت.
هيچ دل مهري نمي ورزيد.
هيچ كس دستي به سوي كس نمي آورد.
هيچ كس در روي ديگر كس نمي خنديد.

باغ هاي آرزو بي برگ؛
آسمان اشك ها پربار.
گرم رو آزادگان در بند؛
روسپي نامردمان در كار…

انجمن ها كرد دشمن؛
رايزن ها گردِ هم آورد دشمن؛
تا به تدبيري كه در ناپاك دل دارند،
هم به دست ما شكستِ ما برانديشند.
نازك انديشان شان، بي شرم،-
كه مباداشان دگر روزِ بهي در چشم،-
يافتند آخر فسوني را كه مي جستند…
چشم ها با وحشتي در چشم خانه
هر طرف را جست وجو مي كرد؛
وين خبر را هر دهاني زيرِ گوشي بازگو مي كرد.

« آخرين فرمان، آخرين تحقير…
مرز را پروازِ تيري مي دهد سامان!
گر به نزديكي فرود آيد،
خانه هامان تنگ،
آرزومان كور…
ور بپرّد دور،
تا كجا؟ … تا چند؟ …
آه! … كو بازوي پولادين و كو سرپنجه ي ايمان؟»

هر دهاني اين خبر را بازگو مي كرد؛
چشم ها،بي گفت و گويي،
هر طرف را جست و جو مي كرد.»

پيرمرد، اندوهگين، دستي به ديگر دست مي ساييد.
از ميان دره هاي دور، گرگي خسته مي ناليد.
برف روي برف مي باريد.
باد بالش را به پشتِ شيشه مي ماليد.

« صبح مي آمد – پيرمرد آرام كرد آغاز، -
پيشِ روي لشكر دشمن سپاهِ دوست؛
دشت نه، دريايي از سرباز…

آسمان الماسِ اخترهاي خود را داده بود از دست
بي نفس مي شد سياهي در دهان صبح؛
باد پر مي ريخت روي دشت باز دامن البرز.

لشكر ايرانيان در اضطرابي سخت دردآور،
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد يكديگر؛
كودكان بر بام،
دختران بنشسته بر روزن،
مادران غمگين كنارِ در.

كم كَمَك در اوج آمد پچ پچ خفته.
خلق، چون بحري برآشفته،
به جوش آمد؛
خروشان شد؛
به موج افتاد؛
برش بگرفت و مردي چون صدف
از سينه بيرون داد.

« منم آرش، -
چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن؛ -
منم آرش، سپاهي مردي آزاده،
به تنها تير تركش آزمون تلختان را
اينك آماده.

مجوييدم نسب، -
فرزند رنج و كار؛
گريزان چون شهاب از شب،
چو صبح آماده ي ديدار.

مبارك باد آن جامه كه اندر رزم پوشندش؛
گوارا باد آن باده كه اندر فتح نوشندش.
شما را باده و جامه
گوارا و مبارك باد!
دلم را در ميان دست مي گيرم
و مي افشارمش در چنگ، -
دل، اين جام پر از كينِ پر از خون را؛
دل، اين بي تاب خشم آهنگ…

كه تا نوشم به نامِ فتح تان در بزم؛
كه تا كوبم به جام قلب تان در رزم!
كه جامِ كينه از سنگ است.
به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است.

درين پيكار،
در اين كار،
دل خلقي است درمشتم،
اميد مردمي خاموش هم پشتم.

كمان كهكشان در دست،
كمان داري كمان گيرم.
شهاب تيزرو تيرم؛
ستيغ سربلند كوه مأوايم؛
به چشم آفتاب تازه رس جايم.
مرا تير است آتش پر؛
مرا باد است فرمان بر.

وليكن چاره را امروز زور و پهلواني نيست.
رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست.
در اين ميدان،
بر اين پيكان هستي سوز سامان ساز،
پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز.»

پس آن گه سر به سوي آسمان بركرد،
به آهنگي دگر گفتار ديگر كرد:

« درود، اي واپسين صبح، اي سحر بدرود!
كه با آرش تو را اين آخرين ديدار خواهد بود.
به صبح راستين سوگند!
به پنهان آفتاب مهربار پاك بين سوگند!
كه آرش جان خود در تير خواهد كرد،
پس آنگه بي درنگي خواهدش افكند.

زمين مي داند اين را، آسمان ها نيز،
كه تن بي عيب و جان پاك است.
نه نيرنگي به كار من، نه افسوني؛
نه ترسي در سرم، نه در دلم باك است.»

درنگ آورد و يك دم شد به لب خاموش.
نفس در سينه ها بي تاب مي زد جوش.

« ز پيشم مرگ،
نقابي سهمگين بر چهره، مي آيد.
به هر گام هراس افكن،
مرا با ديده ي خون بار مي پايد.
به بال كركسان گرد سرم پرواز مي گيرد،
به راهم مي نشيند، راه مي بندد؛
به رويم سرد مي خندد؛
به كوه و دره مي ريزد طنين زهرخندش را،
و بازش باز مي گيرد.

دلم از مرگ بي زار است؛
كه مرگ اهرمن خو آدمي خوار است.
ولي، آن دم كه ز اندوهان روانِ زندگي تار است؛
ولي، آن دم كه نيكي و بدي را گاه پيكار است؛
فرو رفتن به كام مرگ شيرين است.
همان بايسته ي آزادگي اين است.

هزاران چشم گويا و لب خاموش
مرا پيك اميد خويش مي داند.
هزاران دست لرزان و دل پرجوش
گهي مي گيردم، گه پيش مي راند.

پيش مي آيم.
دل و جان را به زيورهاي انساني مي آرايم.
به نيرويي كه دارد زندگي در چشم و در لبخند،
نقاب از چهره ي ترس آفرين مرگ خواهم كند.»

نيايش را، دو زانو بر زمين بنهاد.
به سوي قله ها دستان ز هم بگشاد؛
« برآ، اي آفتاب، اي توشه ي امّيد!
برآ، اي خوشه ي خورشيد!
تو جوشان چشمه اي، من تشنه اي بي تاب.
برآ، سرريز كن، تا جان شود سيراب.
چو پا در كام مرگي تندخو دارم،
چو در دل جنگ با اهريمني پرخاش جو دارم،
به موج روشنايي شست و شو خواهم؛
ز گل برگ تو، اي زرينه گل، من رنگ و بو خواهم.

شما، اي قله هاي سركش خاموش،
كه پيشاني به تندرهاي سهم انگيز مي ساييد،
كه بر ايوان شب داريد چشم انداز رؤيايي،
كه سيمين پايه هاي روز زرين را به روي شانه مي كوبيد،
كه ابر آتشين را در پناه خويش مي گيريد؛
غرور و سربلندي هم شما را باد!
اميدم را برافرازيد،
چو پرچم ها كه از باد سحرگاهان به سر داريد.
غرورم را نگه داريد،
به سان آن پلنگاني كه در كوه و كمر داريد.»

زمين خاموش بود و آسمان خاموش.
تو گويي اين جهان را بود با گفتار آرش گوش.
به يال كوه ها لغزيد كم كم پنجه ي خورشيد.
هزاران نيزه ي زرّين به چشم آسمان پاشيد.
نظر افكند آرش سوي شهر، آرام.
كودكان بر بام؛
دختران بنشسته بر روزن؛
مادران غمگين كنار در؛
مردها در راه.
سرود بي كلامي، با غمي جان كاه،
ز چشمان بر همي شد با نسيم صبح دم هم راه.
كدامين نغمه مي ريزد،
كدام آهنگ آيا مي تواند ساخت،
طنين گام هاي استواري را كه سوي نيستي مردانه مي رفتند؟
طنين گام هايي را كه آگاهانه مي رفتند؟

دشمنانش، در سكوتي ريشخند آميز،
راه وا كردند.
كودكان از بام ها او را صدا كردند،
مادران او را دعا كردند.
پيرمردان چشم گرداندند.
دختران، بفشرده گردن بندها در مشت،
همرهِ او قدرت عشق و وفا كردند.
آرش، امّا همچنان خاموش،
از شكاف دامن البرز بالا رفت.
وز پي او،
پرده هاي اشك پي در پي فرود آمد.»

بست يك دم چشم هايش را عمو نوروز،
خنده بر لب، غرقه در رؤيا.
كودكان، با ديدگان خسته و پي جو،
در شگفت از پهلواني ها.
شعله هاي كوره در پرواز،
باد در غوغا.

« شام گاهان،
راه جوياني كه مي جستند آرش را به روي قله ها، پي گير،
بازگرديدند،
بي نشان از پيكر آرش،
با كمان و تركشي بي تير.
آري، آري، جان خود در تير كرد آرش.
كار صدها صد هزاران تيغه ي شمشير كرد آرش.

تير آرش را سواراني كه مي راندند بر جيحون،
به ديگر نيم روزي از پي آن روز،
نشسته بر تناور ساق گردويي فرو ديدند.
و آنجا را، از آن پس،
مرزِ ايران شهر و توران بازناميدند.

آفتاب،
در گريز بي شتاب خويش،
سال ها بر بام دنيا پا كشان سر زد.

ماهتاب،
بي نصيب از شبروي هايش، همه خاموش،
در دل هر كوي و هر برزن،
سر به هر ايوان و هر در زد.
آفتاب و ماه را درگشت
سال ها بگذشت.
سال ها و باز،
درتمام پهنه ي البرز،
وين سراسر قله ي مغموم و خاموشي كه مي بينيد،
وندرون دره هاي برف آلودي كه مي دانيد،
رهگذرهايي كه شب در راه مي مانند
نام آرش را پياپي در دل كهسار مي خوانند،
و نياز خويش مي خواهند.

با دهان سنگ هاي كوه آرش مي دهد پاسخ.
مي كندشان از فراز و از نشيب جاده ها آگاه؛
مي دهد اميد،
مي نمايد راه.»

در برون كلبه مي بارد.
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ.
كوه ها خاموش،
دره ها دل تنگ.
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ…
كودكان ديري است در خوابند،
در خواب است عمو نوروز.
مي گذارم كنده اي هيزم در آتش دان.
شعله بالا ميرود پرسوز…

منبع “ايمیل هموطن”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

مسیرهای راه پیمایی ۲۲ بهمن اعلام شد
از هفت مسیر به سوی «آزادی»۰

 

• هفت مسیر راه پیمایی های روز ۲۲ بهمن در تهران که از ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه صبح آغاز می شود، اعلام شد …

دوشنبه  ۱۹ بهمن ۱٣٨٨ -  ٨ فوريه ۲۰۱۰

اخبار روز: شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی مسیرهای هفت گانه ی راهپیمایی روز بیست و دو بهمن به سوی میدان آزادی را اعلام کرده است.
بر پایه اطلاعیه ی این شورا، در تهران راه پیمایی ها از ساعت ۹ و ٣۰ دقیقه روز پنجشنبه آغاز می شود و مسیرهای راهپیمایی به قرار زیر می باشند:

مسیر شماره یک: مسجد امام حسین، میدان امام حسین، خیابان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره دو: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید آیت‌الله سعیدی (جاده ساوه)، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره سه: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان شهید معیری، خیابان کارگر، میدان انقلاب، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره چهار: مسجد حضرت ابوالفضل، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره پنج: مسجد امام سجاد، خیابان آیت‌الله اشرفی اصفهانی، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره شش: مسجد امام جعفر صادق، فلکه دوم صادقیه، خیابان محمدعلی جناح، میدان بزرگ آزادی
مسیر شماره هفت: مسجد حاج عبدالله، خیابان قزوین میدان شمشمیری، خیابان شهید آیت‌الله سعیدی، میدان بزرگ آزادی.


نامه شیرین عبادی به شورای حقوق بشر سازمان ملل و کمیسر عالی‌ حقوق بشر

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ – ۰۸ فوريه ۲۰۱۰

shirin-ebadi-3.jpg

روز پانزدهم فوریه (۲۶ بهمن ماه) برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران، جلسه ای‌ در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، مستقر در شهر ژنو، برگزار خواهد شد- نماینده جمهوری اسلامی ایران به مدت یک ساعت گزارشی را قرائت کرده و سپس نوبت به نمایندگان کشورهای عضو شورا می‌‌رسد تا نسبت به آن اظهار نظر نمایند. نظر به این که گزارش دولت ایران در برگیرنده تمامی حقایق نیست لذا دکتر شیرین عبادی نیز گزارش مختصری تهیه کرده و برای همه آنها و همچنین کمیسر عالی‌ حقوق بشر ارسال نموده است.

خانم پیلای کمیسر عالی‌ محترم حقوق بشر
اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

هر چند قبلا نیز به دفعات کتباً و حضوراً وضعیت رو به وخامت حقوق بشر در ایران را متذکر شده بودم، ولی‌ لازم می‌‌دانم که در آستانه رسیدگی به گزارش دولت جمهوری اسلامی ایران در پانزدهم فوریه ۲۰۱۰ مجددا توجه سرکار و هم چنین اعضای محترم شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را به موارد زیر جلب کنم:
هموطنان من روزهای سختی را پشت سر گذاشته اند، پاسخ اعتراضات مسالمت آمیز خود را با گلوله و زندان دریافت می کنند- فیلم ها، عکس‌ها و شاهدان فراوانی بر خشونت‌های دولتی تاکید می‌‌نمایند و حتی در چند مورد قاتلین با دلیل و مدرک کافی‌ شناسائی و به مقامات دولتی و مردم معرفی‌ شده اند ولی متاسفانه هیچ اقدامی در جهت دستگیری قاتلین و حتی کاهش خشونت‌ها از سوی قوه قضائیه و سایر مسئولین حکومتی انجام نگرفته است.
تعداد کثیری از فعالین سیاسی، مدنی و حتی فرهنگی‌ با دلایل واهی دستگیر شده و برخی‌ از آنان را با محاکمه ای‌ چند ساعته و پشت درهای بسته محکوم به اعدام نموده اند – طبق اعلام رسمی‌ دولت جمهوری اسلامی ایران، تا کنون چهار تن‌ از آنان اعدام شده اند و بیش از ۲۵ نفر دیگر در انتظار لحظه موعود هستند.
با زندانیان سیاسی بسیار بد رفتاری می‌‌شود تا حدی که چند نفر از آنان نیز در زندان و زیر شکنجه جان سپرده اند. زندانیان سیاسی حتی از حقوق اندکی که قانون برای زندانیان عادی و مجرمین خطرناک در نظر گرفته است، نیز محروم هستند. برخی‌ از آنان به علت کهولت و یا بیماری در معرض خطر جدی قرار دارند که از آن جمله می‌‌توان به دکتر ابراهیم یزدی و دکتر محمد ملکی‌ و مهندس بهزاد نبوی اشاره کرد که دو نفر اول با سنی‌ قریب به هشتاد سال و بیماری سرطان و سومی با بیماری قلبی در شرایط غیر بهداشتی زندان بسر میبرند. آنان محروم از درمان بوده و هر لحظه بیم از دست رفتنشان می‌‌رود و دردناک تر آن که زندانیان سیاسی بیمار که نیازمند معالجات هستند منحصر به این سه تن‌ نبوده و بیش از ۶۰ نفر آنها باید در بیمارستان بستری شوند.
ایران تبدیل به زندان بزرگ روزنامه نگارانی شده که گناهی جز اطلاع رسانی ندارند و در حال حاضر ۳ ۶ نفر روزنامه نگار و عکاس خبری در زندان هستند.
دانشجویان ایرانی با کوچکترین انتقاد روانه زندان شده و یا از تحصیل محروم می‌‌گردند.
زنان ایران که خواهان تساوی حقوق هستند متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی شده و برای بیش از یکصد نفر از آنان پرونده کیفری ایجاد شده است.
کارگران و معلمین به علت شرکت در اتحادیه‌های صنفی و اعتراض به کمبود دستمزد متهم به ماجراجوئی و اغتشاش شده و تعدادی از آنان در زندان بسر میبرند و تعداد کثیری نیز شغل خود را از دست داده اند.
نه تنها با غیر مسلمانان بدرفتاری می‌‌شود از جمله بهائیان ایران از ابتدای تاسیس حکومت جمهوری اسلامی ایران حتی اجازه تحصیل در دانشگاه را نداشته اند، بلکه حتی پیروان تشیع که مذهب رسمی‌ ایران است، نیز از خشونت‌های دولتی در امان نیستند، از جمله می‌‌توان به ضرب و شتم و بازداشت دراویش گنابادی اشاره کرد..
و درد ناک تر آن که اخیرا برای تحت فشار قرار دادن فعالین سیاسی و اجتماعی، یک یا چند تن‌ از بستگان آنان را گروگان می‌‌گیرند تا با ایجاد فشار روانی‌ بر فعالین به اهداف غیر قانونی خود دست یابند که در این ارتباط می‌‌توان به دستگیری دو دختر آقای توسلی – یکی‌ از فعالین سیاسی ایران- اشاره کرد و متاسفانه تا کنون هشت خانواده به این سرنوشت دچار شده اند.
و در این میان وضعیت مدافعان حقوق بشر از همه بدتر است زیرا مسئولین حکومتی تحت هیچ شرایطی مایل نیستند اخبار نقض حقوق بشر به خارج از ایران درز کند و به همین دلیل است که اکثر مدافعین حقوق بشر شناخته شده ایران یا در زندان هستند یا ممنوع الخروج شده یا مجبور شده اند به طریق مخفی‌ و زیر زمینی‌ زندگی کنند و متاسفانه برای چند نفر از آنان نیز به اتهام محاربه کیفر خواست صادر شده است که جزای چنین جرمی‌ اعدام است.
در چنین شرایطی مردم بی پناه ایران، با برخورداری از بلوغ سیاسی خود ، بطور مسالمت آمیز بر خواست‌های بر حق خویش که همانا دموکراسی و حقوق بشر است پای فشرده و استقامت می‌‌کنند.
سئوال من از شما نمایندگان کشورهائی که عضو شورای حقوق بشر هستید آن است که تا چه زمان می‌‌توان جوانان را به آرامش دعوت کرد؟ صبر و حوصله مردم ایران هر چند زیاد ولی‌ بی‌ انتها نیست. در صورت تکرار وقایعی که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد و ادامه سیاست های سرکوب گرانه و کشتار مردم بی دفاع هر لحظه بیم آن می رود که فاجعه ای به بار آید که نه تنها آرامش ایران بلکه منطقه را بر هم زند
بنا براین برای چندمین بار درخواست می‌‌کنم به هر شیوه ممکن دولت جمهوری اسلامی ایران را وادار سازید تا قطع نامه‌های مجمع عمومی‌ سازمان ملل متحد را که در مورد نقض حقوق بشر در ایران صادر شده است خصوصاً قطع نامه مورخ دسامبر ۲۰۰۹، را اجرا کرده و گزارشگران حقوق بشر به ویژه در زمینه بازداشت‌های خودسرانه، آزادی بیان، آزادی ادیان و حقوق زن را به ایران راه داده و با آنان همکاری کنند.
همچنین تقاضا مندم برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران گزارش گر ویژه ای‌ تعیین کنید تا بطور مرتب رفتار حکومت را رصد کرده و با تذکرات به موقع و راه کار هایی که توصیه می‌‌کند به خاتمه بحران سیاسی و خشونت‌های رو به تزاید دولتی کمک کند.
همکاران ارجمند توجه داشته باشید که هر یک از ما در قبال تاریخ پاسخ گو و مسئول هستیم، مبادا که فردا در قبال ملتی بی‌ پناه شرمنده زد و بند‌های سیاسی خود باشیم.

شیرین عبادی
مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳
۱۹ بهمن سال ۱۳۸۸

منبع “ایمیل هموطن”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

نوشته‌ی بعدی

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

بیانیه سازمان دانش آموختگان:از جمهوری اسلامی تنها نامی باقی مانده

به بازداشتهای مناسبتی پایان دهید

شبکه جنبش راه سبز (جرس): سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای به مناسبت 22 بهمن نسبت به انحراف جمهوری اسلامی و موج جدید بازداشتها اعتراض کرد و از مردم دعوت کرد تا در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنند.

به گزارش جرس یه نقل از روابط عمومی ادوار تحکیم متن این بیانیه به شرح زیر است:

 بهمن ماه 1357 بي شک يکي از نقاط عطف و سرنوشت ساز تاريخ دموکراسي و آزادي خواهي ايرانيان است، راهي پر فراز و نشيب که توام با کاميابي و ناکامي هاي فراوان همچنان ادامه داشته و تا سر منزل مقصود گويي همچنان مسيري سخت و پر مخاطره در پيش است.

 مطالبه حق تعيين سرنوشت فردي و اجتماعي در کنار آرمان هاي اساسي همچون آزادي و عدالت، موضوعي است که هر ايراني دلبسته به اعتلاء و ترقي ميهن و دردمند کرامت انسان ها را طي بيش از يکصد و پنچاه سال گذشته به خود مشغول داشته است. چه بسيار خون هاي پاک بي گناهان که بر سر اين شعائر ملي به زمين ريخته و چه بيشمار انسان هاي شرافتمند و دليري که سالهايي از عمر گرانقدر خود را در راه اين آرمان ها در گوشه زندان ها و تاريکي سياهچاله هاي استبداد گذرانده اند. بر اين اساس مي توان گفت عمده ترين لحظات همبستگي ايرانيان و تبلور اراده ملي آنها هنگامي بوده است که حرکت جمعي به سوي آرمان هاي ملي فراگيرتر و با شتاب بيشتري توام بوده و وجه مشترک اين مقاطع تاريخي و سرنوشت ساز را مي توان در گسترش اميد به تحقق جامعه اي آزاد که در آن حقوق بشر از حرمت جان و حيات انسان گرفته تا آزادي عقيده و بيان محترم و تضمين شده باشد، در ميان عموم شهروندان دانست.

 با اين وجود بايد پذيرفت که کاميابي ما ايرانيان از دموکراسي و آزادي و عدالت نسبت مطلوبي با هزينه هاي عظيم و خسارات غيرقابل جبراني که در راه مبارزه با اصحاب استبداد بر پيکر اين ملت وارد آمده، ندارد. واقعيتي تلخ در پيش روي ماست؛ ملتي که در فاصله کمتر از يک قرن چندين جنبش سياسي – اجتماعي و دو انقلاب بزرگ را از سر گذرانده و حتي لختي از مبارزه براي آزادي و استقلال آسوده نبوده و سي سال پيش يکي از بزرگترين و مردمي ترين انقلاب هاي تاريخ بشريت را سامان داده و به پيروزي رسانده اکنون در وضعيتي به سر مي برد که مطالبه حق تعيين سرنوشت و مردمسالاري به مهمترين بخش زندگي روزمره بخش های عظيمي از شهروندان آن بدل شده و بيش از هشت ماه شعار پر معناي «راي من کجاست؟» محور اساسي «جنبش سبز» اش شده است.

 ملت ايران امروز علاوه بر اينکه عزادار و نگران فرزندان غيوري است که طي ماه هاي اخير بر سر اين مطالبه حق، جان باخته و يا به کنج زندان و حبس درافتاده اند، داغدار انقلاب خود نيز هست. مردمان اين خطه مهين که بنيانگذارن انقلاب اسلامي 57 آنان را صاحبان اصلي انقلاب و ولی نعمتان خود مي دانستند، امروز با خود مي انديشند که آيا چنين شرايطي همه سهم آنان از عدالت و آزادي است؟ چگونه مي توان سرود شادماني و جشن بازگويي خاطرات شيرين به راه انداخت وقتي که تکيه زنندگان به اريکه قدرت معماران و شخصيت هاي اصلي انقلاب را به چوب فتنه گري و خيانت مي رانند و طي محاکمات نمايشي و فرمايشي که آبرو از قضاي ايراني و اسلامي برد حکم حبس به دست آنها مي دهند. چگونه می توان انقلاب را پیروز دانست وقتی جواناني که حاصل سالهاي پس از این خیزش ملی بوده اند اینک به اتهام مطالبه آزادی و حق در کف خیابانها جان می دهند و یا مظلومانه در بازداشتگاه های مخوفی چون کهریزک و … بر اثر شدت شکنجه به شهادت می رسند.

 با این همه ثابت شده است که تاریکترین نقطه شب نزدیکترین لحظه به روشنایی است. ملت ایران گرچه در جریان جنبش سبز و اصلاحی خود طی مدت کوتاهی هزینه های بی سابقه و گزافی متحمل شده است اما برکات بی حصر این حرکت را نباید از نظر دور داشت. یک ملت چیزی نیست جز اراده و آرمان مشترک انسانهای یک سرزمین؛ امیدی که امروز در میان شهروندان ایرانی از اقشار و اقلیت های مختلف برای نیل به آینده ای توام با دموکراسی و توسعه پدید آمده به تنهایی دستاوردی است که ایران را به پیش خواهد برد و ای کاش که بر مسند نشستگان و سرمستان از باده قدرت بدون مسئولیت، به جای سرکوب، ارعاب و تهدید که همچون خاک پاشیدن بر چهره آفتاب امری بی حاصل است از مسیر بی بازگشتی که در پیش گرفته اند منصرف شده و با درک این فرصت تاریخی اسباب اقتدار و تامین منافع ملی کشور را از طریق همراهی با رودهای خروشان و زلال این حرکت سبز و مسالمت آمیز فراهم می آوردند.

 به باور ما، بحران سیاسی امروز ایران اساسا ناشی از سرپیچی حاکمان از اراده ملت، ستیز و بی اعتنایی به شعارهای انقلاب از جمله آزادی و استقلال و نهایتاً انحراف «جمهوری اسلامی» است. نظام جمهوری اسلامی به عنوان حاصل انقلاب 57، طی سی سال گذشته در مقاطع مختلف دچار تغییر مفهومی شده و از معنای مدنظر توده های انقلابی فاصله گرفته است. آنچه باور و وجدان عمومی در مقطع انقلاب از جمهوری اسلامی درک می کرد، حکومتی بود که حداکثر آزادی ها به ویژه در حوزه سیاسی و عقیدتی را فراهم آورد و اندیشه را از تیغ سانسور برهاند، حکومتی که تبعیض در هر شکلی را میان شهروندان ایرانی الغاء کند و بساط حاکمیت یک گروه، صنف و یا طبقه خاص را بر سرنوشت جامعه برچیند، نظامی که اقتدار ملی را در عرصه بین المللی تامین کند و از قید وابستگی به درآمده باشد و حکومتی که در عین حال ارزش های اسلامی و اخلاقی را به مثابه فرهنگ ملی ایرانیان پاس دارد و عدالت را به عنوان عمده ترین هدف اجتماعی ادیان در جامعه بسط و گسترش دهد تا دیگر دادی از مظلوم بر نیاید مگر آنکه این حکومت نوین به اندک زمانی آن را بستاند.

 با این همه انحراف از این باور و خواست مشترک، از «جمهوری اسلامی» تنها نامی را برجای گذاشته است. طی این سالها تنگ نظران و قدرت طلبان روز به روز در این دستاورد ملی نفوذ کرده و آن را به ابزاری در مسیر امیال و اهداف خود که هیچ همخوانی با اراده ملت ندارد بدل کرده اند، از مفهوم حقیقی جمهوری اسلامی عدول کرده حال آنکه آن را مقدس می نامند. درحالی که بازخوانی تاریخ سی ساله اخیر حکایت از تعابیر مختلف رهبران آن از اشکال متفاوت شکل دهی به جمهوری اسلامی حکایت دارد، عده ای مدل و چارچوب مطلوب خود که البته با معنای واقعی جمهوری اسلامی در تضاد آشکار است را همچون آیات کتب مقدس تلقی کرده و نظام برآمده از یک انقلاب عظیم انسانی را به یک شیوه حکمرانی و یا یک اصل از اصول متعدد آن تقلیل می دهند.

 بر این اساس مردم ایران در 22 بهمن 88 و همزمان با اوج گیری جنبش اصلاحی خود به مسالمت آمیزترین شکل ممکن می خواهند که با حضور خود در خیابانها و راهپیمایی ویژه این روز تعبیر و تفسیر خود را از جمهوری اسلامی یکبار دیگر در گوش جهانیان و در مقابل چشمان آنها فریاد کنند و چه فرصتی بهتر از این که مستبدان و عاملان انحراف انقلاب و جمهوری اسلامی نیز این صدا را شنیده و از ستم و بیدادگری در حق این ملت آزاده دست بشویند.

 سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با گرامیداشت سالگرد پیروزی انقلاب، تاکید می کند که قرار گفتن کشور در راه روشن آرامش و توسعه تنها از طریق گردن نهادن حاکمان به اراده جمعی ملت و بازگشت به شعارهای اساسی انقلاب یعنی آزادی و استقلال و عدالت امکان پذیر است و در شرایط کنونی «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی»، رفع موانع فعالیت احزاب سیاسی و جبران خسارات وارده به کلیه آسیب دیدگان از نقض حقوق بشر و قانون اساسی و توقف روند سرکوب معترضان و عمل به قانون اساسی پیش شرط هرگونه راهکار موثری برای برون رفت از بحران سیاسی فعلی است.

ما همچنین نسبت به دور جدید بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب خصوصا آقای علی ملیحی عضو هیات رییسه شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم وحدت ابراز تاسف می کنیم و ضمن اعتراض به این شیوه های غیرقانونی خواستار پایان دادن به «بازداشتهای مناسبتی» هستیم.

سازمان ادوار تحکیم وحدت ضمن دعوت از کلیه شهروندان و صاحبان آرای مختلف به حضور در راهپیمایی 22 بهمن حاکمیت را به انجام وظایف قانونی خود در تامین امنیت همه اقشار در این تجمع مسالمت آمیز فرا می خواند و نسبت به وقوع هرگونه اعمال خشونت علیه هواداران جنبش سبز اصلاحی هشدار می دهد.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

بیستم بهمن ماه یکهزارو سیصدو هشتاد و هشت

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

بیاینه انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه  دانشگاه تهران

بیداری دانشجویان آزادی خواه مانع از تحقق این هدف شوم می شود

شبکه جنبش راه سبز (جرس): انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در مورد بازداشت سه نفر از اعضای سابق بیانیه ای را صادر کرد.

به گزارش جرس، درابتدای  این بیانیه آمده است: فعالین دانشجویی ، سیاسی و حقوق بشری شرایط اسفناکی را می گذرانند، در آستانه مراسم و مناسک عمومی بازداشت های دانشجویی که همراه با کینه توزی و انتقام جویی از فعالیت های آزادی خواهی است؛ شدت می یابد. متأسفانه هسته ی سخت حاکمیت اقتدار طلب بدون توجه به عواقب ناگزیر این گونه برخورد های قهر آمیز، کماکان به شیوه های آزموده شده دست می زند.

بیانیه در ادامه می افزاید: در چند روز اخیر شاهد بازداشت سه تن از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی بوده ایم. حمیده قاسمی عضو سابق هیئت رئیسه، وحید عابدینی از دبیران سابق و نوید عابدینی یکی دیگر از اعضای سابق انجمن بازداشت شده اند. استبداد با پیگیری سرکوب و خفقاق بی وقفه و نقض گسترده حقوق دانشجویان قصد خاموشی صدای دانشگاه را دارد. بدون شک بیداری دانشجویان آزادی خواه مانع از تحقق این هدف شوم می شود؛ که اینگونه بازداشت ها حاکی از ضعف حاکمیت در رفع بحران های بیشمار کنونی است و خللی در اراده پولادین دانشگاه ایجاد نمی کند.

در پایان این بیانیه آمده است:انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی ضمن محکومیت شدید بازداشت این سه عزیز و تداوم بازداشت خیل عظیم دانشجویان زندانی، خواهان آزادی این عزیزان و همه ی دانشجویان دریند است

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

اختصاصی جرسعلیرضا بهشتی و محمدرضا تاجیک آزاد شدند

شبکه جنبش راه سبز (جرس): سید علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی دقایقی پیش آزاد شد.

به گزارش جرس،  محمد رضا تاجیک دیگر مشاور موسوی نیز دقایقی قبل آزاد شده است. بر اساس برخی خبرها قرار است که تا دقایقی دیگر تاجیک در یک برنامه تلویزیونی در شبکه دوم حاضر شود.

علیرضا بهشتی برای دومین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری بعد از ظهر روز هفتم دیماه در دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شده بود و یک بار نیز در زندان دچار حمله قلبی شده بود.

محمد رضا تاجیک مشاور محمد خاتمی و میرحسین موسوی نیز روز 13 دیماه بازداشت شده بود.

منبع جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

انتقاد آیت الله دستغیب به نیروهای لباس شخصی: تقوا در حمله  به مسجد و اصحاب آن نیست

شبکه جنبش راه سبز (جرس): آیت الله دستغیب تاکید کرد: هرآنچه که در مسجد و مجلس خبرگان رهبری گفته ام همه بر حسب تکلیف بوده است والحمدلله در هیچکدام از آن مطالب خطایی نبوده است و همه اش بر حسب معلوم اینجانب بوده است.

به گزارش کلمه آیت الله سید علی محمد دستغیب در دیدار با جمعی از طلاب حوزه علمیه ابوصالح(ع) در.بخشی از سخنانشان با اشاره به وقایع پیش آمده برای مسجد و صدمه دیدن عده ای از اصحاب و طلّاب مسجد فرمودند: در این قضایا عده ای که دنبال حق بودند متوجه شدند که کسانیکه در مقابل شما ایستاده اند و آن جسارتها را کردند افرادی نیستند که اهل تقوا باشند.

وی تاکید کرد:الحمد لله شما عزیزان هم در این مدّتی که بعضی افرادی که مسئولیت خدایی نداشتند و مطابق با هواهای نفسانی خودشان عمل کردند و به برادران وخواهران مسجد و اینجانب توهین کردند تحمّل کردید و خدایتعالی در برابر این به شما جزای خوب داده و از این به بعد هم می دهد.

آیت الله دستغیب با بیان اینکه اگر شما متوجه درونتان باشید این را ملتفت می شوید که ایمانتان بیشتر شده است و هرروز متوجه حقّانیت آن راهی که انتخاب کرده اید می شوید تصریح کرد:بارها عرض کرده ام که هیچ احتیاجی به درگیرشدن با این افراد نیست؛ و از این به بعد هم اگر آنها توهین کردند شما هیچ لازم نیست دفاع کنید؛ صبر و تحمل بهترین دفاع است. بله اگر خواستند جان شما را تهدید کنند باید مثلا با فرار کردن حافظ جان خود باشید وهیچ لزومی به درگیر شدن با این افراد نمی باشد.

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت:وقتی بنده می گویم به توهین هایی که می کنند اعتنا نکنید؛ واقعا راست می گویم؛ چون این قبیل پیشامدها هم برای بنده خوب است وهم برای شماها. این برخورد خدایی شما وضع آن عده افراد نادان را روشن کرد که آن افراد افرادی نیستند که اهل تقوا باشند؛ تقوا به تهمت زدن نیست، تقوا به دشنام دادن نیست، تقوا به حمله کردن به مسجد و اصحاب آن نیست.

وی خاطرنشان کرد:نمی شود گفت آنهایی که به شما حمله کردند مردم هستند؛ آخر مگر در دست مردم باتوم است؟! مگر در دست مردم شوکر است؟! مگر در دست مردم اسپری فلفل است؟! مردم که این چیزها دستشان نیست؛ شما مردم هستید.

آیت الله دستغیب تصریح کرد:نستجیر بالله این صبر وتحمل نشانه بی غیرتی نمی باشد؛ معنای این صبر و تحمل این است که شما اهل گذشت هستید و ذلّتی در این (صبر وتحمل) برای شما نمی باشد.شما در صدد توجیه نباشید که مثلا بگویید آقای دستغیب یک تکلیفی دارند وما تکلیفی دیگر. نخیر این غلط است؛ اگر این طور باشد پس ما با آنها چه فرقی داریم؛ آنها هم می گویند که ما یک تکلیف غیر از تکلیف رهبری داریم

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

یک نفر دیگر به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد

حكم 9 نفر دیگر از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران صادر شد.

جنبش راه سبز (جرس) : حكم  9 نفر دیگر از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران صادر شد.

به نقل از روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران، در احكام صادره، يك نفر از محكومين به اعدام و هشت نفر ديگر به تحمل حبس تعزيري محكوم شده‌اند. اين گزارش اضافه كرد: جلسات رسيدگي به اتهامات محكومان ياد شده هفته گذشته طي دو جلسه با حضور وكلاي محكومان و نماينده مدعي‌العموم به صورت علني در دادگاه انقلاب برگزار شد.

محاربه، اجتماع و تباني عليه نظام از جمله جرايم ارتكابي توسط محكومان ياد شده مي‌باشد. احكام صادره در صورت اعتراض محكومان، وفق مقررات به دادگاه‌هاي تجديدنظر استان تهران ارسال خواهد شد و در صورت قطعيت، قابل اجرا خواهد بود.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

اختصاصی جرس / دیدار مهم  امروز هاشمی رفسنجانی با رهبر جمهوری اسلامی

هاشمی با رهبری اتمام حجت کرد، دست از این اقدامات “خجالت آور” بردارید

شبکه جنبش راه سبز (جرس):اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی از وی به خاطر تلاش ماموران برای بازداشت همسر علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی به شدت انتقاد کرد و اینگونه رفتارها را “خجالت آور” توصیف کرد. او همچین با آیت الله خامنه ای اتمام حجت کرد.    

 به گزارش جرس، به دنبال مراجعه ماموران برای دستگیری همسر علیرضا بهشتی و عدم توفیق آنها در دستگیری وی، همسر مشاور میرحسین موسوی از مخفی گاه خود در تماس با اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری تظلم خواهی کرد و گفت:” کار به جائی رسیده که نوه های نخستین رئیس قوه فضائیه شهید مظلوم آیت الله بهشتی باید در دهه فجر آواره باشند و از ترس ماموران زندگی زیرزمینی داشته باشند. “

هاشمی که بعد از این تماس تلخ به شدت متأثر شده بود و بغض کرده بود در دیدار امروز – سه شنبه – با مقام رهبری آزادی فوری علیرضا بهشتی و پایان دادن به این کارهای “خجالت آور” را خواستار شد. ظاهرا با توجه به دیدار چند روز قبل آیت الله موسوی اردبیلی و تقاضای مشابه، علیرضا بهشتی قرار است بزودی آزاد شود.

هم اکنون سید محمدرضا بهشتی برادر بزرگ علیرضا ساعتهاست پشت در زندان اوین منتظر برادر است.

خبرنگار جرس می افزاید هاشمی رفسنجانی در این دیدار طولانی مسائل مهمی را در ارتباط با نحوه مدیریت کشور و بحران پس از انتخابات و مسئله زندانیان و مطبوعات با آقای خامنه ای مطرح و با وی اتمام حجت کرده است.

جزئیات بیشتر این دیدار مهم در گزارشهای بعدی به اطلاع خوانندگان خواهد رسید

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

مادرانی که درغیاب فرزندان سیاسی شدند

یاسمن تهرانی

 شبکه جنبش راه سبز(جرس):انتظار طولانی مادران برای فرزندانی که در بند دارند و حضور پیوسته در دادگاه انقلاب، دادسرا و زندان اوین و آشنایی با خانواده های سایر زندانیان در این راهروها، بتدریج شیوه زندگی مادران را تغییر داده است و غیر سیاسی ترین زنان را از حریم امن خانه به حضور در عرصه سیاست کشانده است.

 این روزها مادران را همه جا  می توانید بینید،  جلوی زندان اوین یا در انتظار آزادی و یا ملاقات فرزند؛ دادسرای اوین؛ دادگاه انقلاب که به دنبال فرزند می گردند و یا منتظر دادگاهش هستند. پدران هم هستند. اما برای مادران این ماجراها اتفاق و تجربه ای متفاوت است. این مادران از طبقات متفاوتی هستند، جنوب شهر، بالای شهر، بیسواد، کم سواد، تحصیلکرده، مرفه و بی بضاعت. با وجود این تنوع، از هر طبقه و گروهی که باشند  همان مادرانی هستند که دیده ایم، مهربان، صبور و فداکار.

 مادری 50 ساله که 7 ماه است پسرش را دستگیر کرده اند، می گوید تا به حال فقط یک بار توانسته پسرش را ببیند و دفعه دوم که برای دادگاهش رفته است، بدون اطلاع قبلی دادگاهش را عقب انداخته اند و او نمی دانسته با لباس و خوراکی هایی که برای پسرش برده بود تا به او بدهد، چه کند؟ اما بعد در دادگاه پسر دیگری را دستبند به دست دیده است و همه خوراکی ها و لباسها را به او داده است. می گوید، “با پسر خودم چه فرقی می کند”؟

 از سیاست چیزی نمی داند و جز اسم مقامات بالا و البته موسوی و کروبی کسی دیگر را نمی شناسد، تا به حال در هیچ تظاهراتی شرکت نکرده است، اما قصد دارد در 22 بهمن برود تظاهرات و وقتی از او می پرسم، چرا؟ می گوید به خاطر پسرم که  7 ماه است بی گناه زندانی شده است و تاکید می کند” او هم که بشنود، خوشحال می شود”. او می گوید “با اینکه روزهای بی خبری روزهای سختی بود، اما تحمل کردم و یک بار که به دادگاه انقلاب رفتم و نتوانستم خبری از پسرم پیدا کنم، زدم زیر گریه اما مادر دیگری که معلوم بود از خانواده سیاسی سرشناسی هستند، من را دلداری داد و گفت که به خاطر پسرم و آرمان هایش بهتر است، قوی باشم. این جمله مرا تکان داد.” می گوید” پسرم سیاسی نبود و اعتراضش فقط برای رای بود، حالا علاوه بر اینکه چرا پسرم را دستگیر کرده اند، اعتراضی که پسرم برای آن به خیابان رفت هم اعتراض من است، در حالیکه پیش از این من فقط از اینکه نتیجه انتخابات اینجوری اعلام شد، در خانه عصبانی و ناراحت بودم”.

 مادر یکی از زندانیان دانشجو که در جنوب شهر تهران زندگی می کند و تک فرزند مادری تنهاست که چند کلاس سواد دارد،هم پای پسر مبارزه می کند. جلوی زندان، از ماموران و رفتارشان انتقاد می کند، برای زندانیان دیگر خبر می آورد و می گوید، اگر لازم باشد، شب ها جلوی در زندان هم می خوابم. او یک ماه هر روز به دادگاه انقلاب رفته است تا بالاخره دل سربازی را رحم آورده که  پنهانی خبری از بچه اش به او داده است. می گوید: “پسرم کمک خرج من بود . به من گفته بود که چرا به تظاهرات می رود و چرا باید اعتراض کند”. رای او هم به کروبی به دلیل حرف های  پسرش بود. از او می پرسم که در نبود پسر خرجش را چگونه در می آورد، می گوید” خودم هم کار می کنم و به پسرم هم گفته ام تا خیالش از این بابت آسوده شود”.

 مادر دو جوان که در روز عاشورا دستگیر شده اند، می گوید دشوار است که هر دو فرزندتان را در زندان داشته باشید. او می گوید آنها خانوادگی به تظاهرات رفته بودند اما در فرار از گاز و باتوم پسر را گم می کند، وقتی پلیس به دنبال دختر دم در خانه می آیند، می فهمد که پسرش هم دستگیر شده است. او می گوید، جلوی زندان آمدن، این حسن را دارد که شما خانواده های زیادی را می بینید که در جستجوی فرزندان شان هستند و اینکه تنها نیستید، به شما قوت قلب می دهد.

 او که مهندس شیمی است و در زمان انقلاب دانشجو بوده است، می گوید،” حالا ما با این خانواده ها، خانواده ای بزرگ را تشکیل می دهیم، ساعاتی را که اینجا و در کنار هم سپری کردیم، دوستی عمیقی بین ما بوجود آورده است که بسیار متفاوت از سایر دوستی هایمان است، ما اینجا و بچه هامان در سلول های زندان با هم. 

 با مادران که صحبت می کنید، از تجربه ای متفاوت سخن می گویند که برای خودشان نیز تازه است. همه آنها متفق القول هستند که فرزند در بند شان بیشتر از زمانی که آزاد بوده است، روی آنها تاثیر گذاشته است. رفتار مسئولان قضایی در دادگاه و زندان باعث شده است که آنها راز اعتراض بچه هایشان را کشف کنند، به آنها حق بدهند و به همین دلیل صرفا به حمایتی مادرانه اکتفا نکنند، بلکه اعتراض آنها را پیگیری کنند و به آن اعتراض اعتقاد پیدا کنند.

 آنها می گویند، این کشف باعث شده است، با زندانی بودن فرزندان و خطر بزرگی که آنها را تهدید می کند، راحت کنار بیایند، چنانکه یکی از این مادران می گوید” اگر اتفاقی برای فرزندم بیفتد، مطمئن هستم که دیگر از هیچ چیزی نمی ترسم و  می دانم که آنقدر شجاعت پیدا کرده ام که بتوانم با هر ظلمی هر قدر ترسناک مبارزه کنم، برای اینکه سایر فرزندان مان را نجات دهیم”.

 منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

حکم وظیفه فرزندی امام و این همه جنجال!

بهار یکتا

شبکه جنبش راه سبز(جرس): “شاخص” بار دیگر بهانه ای شد که توپخانه حامیان احمدی نژاد علیه نوه امام خمینی براه افتاد تا عقده های دیرینه شان را بازگویند. در رویدادهای پس از انتخابات این دومین بار است که ستاد کودتا بطور جدی و هماهنگ، بیت امام را مورد حمله قرار داده و بنوعی اظهارنظرها و موضع گیری های هشت ماهه سید حسن را زیر سوال می برد.

 شاید برای خیلی ها قابل باور نبود که همزمان با انتشار نامه اعتراضی نوه امام خمینی، 180 نماینده در تقدیر از ضرغامی دست به قلم شوند و نه برای تشکر از رئیس انتصابی سیما که برای نشان دادن اتحاد جبهه از هم پاشیده ” افراطیون” بار دیگر در آستانه 22 بهمن اقدامی هماهنگ انجام دهند.

 در برنامه‌  تلویزیونی  ”شاخص ”  که  به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی و با استناد به سخنان آیت‌الله خمینی تهیه  شده است ،  تهیه کنندگان تلاش کرده اند تا با چینش گزینشی کلمات در کنار یکدیگر بدون توضیح ابتدا و انتهای یک سخنرانی یا بدون توضیح موضوع آن سخنرانی ، دیدگاههای یک گروه خاص  در رابطه نهضت آزادی ، مشابه سازی با زمان بنی صدر، برخورد با منافقین را به بینده القا کنند.

 خیلی امر غریبی نیست که فرزندی در دفاع از پدربزرگش از سر درد نامه نویسد و از ریاست یک رسانه که همه چیز حتی ” امام” را به نفع یک جناح مصادره می کند، گلایه کند. او که هموارهچهره ای مهربان و رئوف در کنار خود دیده بود. سید حسن از کودکی همراه امام بود وهنوز هم سیمای زیبای کودکانه او که در بالکنی جماران به چهره پدربزرگ خیره بود،  در خاطر خیلی از مردم هست.

 
 
 

 حکم وظيفه فرزندي امام

 او تنها به ” حکم وظيفه فرزندي امام” از غیر صادقانه بودن برنامه انتقاد کرده  و بر این باور بود که که چنین گزینشی چهره و شخصيت “جامع عارف کامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني ” را مخدوش می کند.

 سید حسن آنقدر انصاف دارد که این گزینش نابجا را ” مغرضانه” نداند.  می گوید به “اشتباه فاحش”  صداوسيما و تصميم گيرندگان چنين موضوعاتي، اعتراض جدي دارم.

 
 

  او حتی راه حل هم ارایه داده و بر این باور است که اگر حقيقتا به دنبال شناخت واقعي امام هستيد، بايد از ياران نزديک امام دعوت نماييد تا هم شأن نزول سخنان پخش شده  و هم ناگفته‌هاي زندگي امام را بيان کنند.

 دیدار و دلجویی

 این اعتراض “دلسوزانه” که واکنش طبیعی هر فرزندی است، مستوجب این همه پرخاشگری نبود. مگر آنکه با این بهانه خواسته باشند، دیگر منویات خود را عیان کنند: ” دیدار و دلجویی ” از خانواده زندانیان سیاسی، چیزی که به کامشان خوش نمی آید.

 وقتی سید حسن در اولین روز از دهه فجر، احمدی نژاد و هیات همراهش را در حرم پدربزرگ تنها می گذارد و به دیدار فرزندان “یارامام” شهید بهشتی می شتابد و نوادگان او را در آغوش می کشد، چیزی نیست که از دید حامیان احمدی نژاد پنهان بماند و قطعا مترصد زمانی هستند تا خشم خود را بیان کنند؛ نه فقط از سید حسن که از بیت امام. همان کسانی که در اولین ساعات آزادی دکتر علیرضا بهشتی ، به دیدارش رفتند و نماز صبح را در منزل بهشتی ها اقامه کردند.

 نماینده رهبری در کیهان آنقدر از این دیدارها کلافه است که می نویسد “متاسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آنها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته اند.”

 ضرغامی هم پس از چند روز سکوت وقتی دید آتش توپخانه، فضا را برای حضور وی فراهم کرده ، دست به قلم برد و با پشتوانه نماینده رهبری در کیهان و 180 نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس به خود شهامت داد و نوشت: “اي كاش همين گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفائي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گرانبهاي امام كردند، و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند؛ بيانيه مي‌داديد و آن اقدامات شرم‌آور را نيز محكوم مي‌كرديد.”

 داستان حمله به بیت امام، داستان تازه ای نیست. پس از رویدادهای 22 خرداد و بعد از حبس و تحدید همه یاران و نزدیکان امام، بخش رسانه ای ستاد کودتا به سراغ بیت امام رفت.

 عبرت از پسرعمو!

خبرگزاری دولتی ایرنا در مطلبی  سید حسن را به درس گرفتن از سرنوشت پسر عمویش توصیه کرد  و با نقل قولی از آیت الله خمینی گفت که امام به اطرافیان خود امر شرعی داده بودند که در کورانهای سیاسی وارد نشوند. این نقل قول در حالی مطرح می شود که این رسانه دولتی هشدارهای متعدد بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت به ورود نظامیان به عرصه سیاست را نادیده گرفته است.  

خبرگزاری ايرنا به حمايت  حسن خمينی از مير حسين موسوی و جناح اصلاح طلب و شرکت او در راهپيمايی روز قدس در کنار موسوی، خاتمی، کروبی و هاشمی رفسنجانی، و همچنين حضور ش در منزل محسن مير دامادی، دبير کل جبهه مشارکت و ابراز همدردی با خانواده های برخی از بازداشت شدگان اخير اشاره کرده بود. در این گزارش بصراحت گلایه مندی ستاد کودتا از عدم حضور سید حسن در مراسم تنفید و تحلیف و تجدید پیمان هیئت دولت با امام راحل در بهشت زهرا (س) آمده بود.

همراهی با نیروهای برانداز

پیش از این نیز نیز به دنبال دیدار سید حسن خمینی و اعضای بیت امام خمینی با علیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی و مشاور ارشد میرحسین موسوی پس از آزادی او، همچنین شکایت موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی از روزنامه کیهان، سید حسن خمینی  آماج حمله قرارگرفت.

شریعتمداری منتصب رهبری در موسسه کیهان سید حسن را  تهدید کرد که در صورت پیگیری شکایت”با اسناد غيرقابل انكاري كه در اين دادگاه ارائه مي كند، ضمن پرده برداري از برخي” پلشتي هاي خيانت آميز” نسبت به ساحت مقدس حضرت امام، به وضوح نشان خواهد داد كه برخي از جاخوش كردگان در مركز ياد شده صلاحيت و لياقت لازم براي حضور در اين مؤسسه را ندارند.

همچنین در یک اقدام هماهنگ ایرنا سید حسن را متهم کرد که با نیروهای برانداز نظام همراهی می کند و افزود: ” سيد حسن خميني بايد بداند كه هر چه اعتبار و حرمت دارد، از جانب توجهات و هدايتهاي خميني كبير و خامنه‌اي عزيز است، وگرنه از حيث شرايط عمومي نظيرسوابق مبارزاتي،علم،مديريت و امثال آن ويژگي ممتازي در ايشان سراغ نداريم تا جايگاه فعلي‌اش را ناشي از آنها بدانيم.فرصت طلبان نيز نه از دانش و توانايي مديريتي، بلكه صرفا از نوه امام بودن وي براي فريب افكار عمومي و مشروع جلوه دادن اقدامات خائنانه خود عليه اصول نظام و امنيت مردم بهره جسته‌اند. “

بی شک جریان تخریب چهره های مطرح نظام که از سالها قبل شروع شده و در مناظرات احمدی نژاد به اوج خود رسید و در بیدادگاهها و رسانه های وابسته به حکومت مراحل تکمیلی خود را طی کرد و اینک بیت امام را نشانه رفته، به نظر می رسد تا ریشه کن کردن تمامی “میراث امام” ادامه خواهد داشت.

  22 خرداد 88 روز مرگ بزرگترین “یادگار امام” یعنی “جمهوریت” بود و حال باید دید این “میوه چینان بعد از انقلاب” با هتک بیت امام  و حمله به  نوه ایشان در 22 بهمن 88  در پی فتح کدامین سنگر تازه ای هستند.
منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

بیانیه مشترک
بخشی از روشنفکران و فعالین سیاسی ترکمن

 قریب هشت ماه از جنبش موسوم به سبز مردم ایران می گذرد. جنبشی که با اعتراض به دروغ و تقلب انتخاباتی 22 خرداد با شعار «رآی من کجاست» آغاز و با آماج قرار دادن دیکتاتوری واستبداد وعلیرغم همه رفتارهای وحشیانه وغیر انسانی با معترضین توسط رژیم تا به امروز ادامه یافته و همبستگی افکار عمومی داخلی و جهانی را عمیقا به سوی خود جلب کرده است. این جنبش اکنون در شرایط بسیار حساسی بسر می برد.

 این جنبش در طی این مدت نشان داد که حرکتی است توده ای، مسالمت آمیز و خشونت پرهیز و علیرغم تحریکات رهبران سرکوبگر حکومت،  بردباری و بلوغ مسالمت جویانه خود را در هر حرکت اعتراضی آشکارا به نمایش گذاشته است.

جنبش اعتراضی مردم ایران، جنبشی است که آراء و عقاید مختلف، فرهنگ ها و زبان های گوناگون، سالمندان، میانسالان و بویژه جوانان، زنان و مردان ایرانی را در خود جای داده است. تنوع و تحمل عقاید مختلف از ویژگی های والا و از دستاوردهای مهم این جنبش است.

 ویژگی دیگر این جنبش، علیرغم داشتن رهبران نمادین، فاقد رهبری متمرکز و متشکل است و تا کنون به صورت شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی سازمان یافته است. همبستگی و اتحادهای آگاهانه شبکه ها و جریانات حاضر در جنبش و فراگستردگی دامنه آن به سایر نقاط کشور، منجمله مناطق ملی کشورو مبارزه در راستای تحقق مطالبات آنان از زمره مهمترین وظایفی است که در چشم انداز قرار دارد.

 ما امضا کنندگان این بیانیه به عنوان بخشی از روشنفکران ترکمن ضمن حمایت خود از جنبش موسوم به سبز ایران ، بر انجام خواسته های حداقل وفوری خود نظیرآزادی زندانیان سیاسی، رعایت مبانی حقوق بشر، آزادی مطبوعات و رسانه ها، آزادی ایجاد تشکلها و احزاب، لغو مجازات اعدام،  الغای سیاست امنیتی در ترکمن صحرا، اجرای بلادرنگ تحصیل و تدریس به زبان مادری برای کلیه اقوام و ملیت های کشور، آزادی پوشش زنان و دختران ترکمن در مراکز آموزشی و اداره جات، رفع اجحافات و اعمال تبعیضات بر اهل سنت و تأمین برابر حقوقی کلیه ادیان و مذاهب کشور، سپردن مسئولیت به  افراد بومی متخصص و گسترش نقش آنان در اداره امور منطقه و تأسیس رادیو و تلویزیون محلی بزبان ترکمنی تاکید می کنیم.

 ما عمیقا باور داریم که مرجع اصلی قدرت در کشور مردم ایران هستند و بر این اساس  اعلام می داریم اگر بناست ایران برای همه ایرانیان باشد، باید که برابر حقوقی همه شهروندان و کلیه ملیت های ساکن ایران به رسمیت شناخته شود،  برابری کامل حقوق زنان و مردان در همه شئون اجتماعی تضمین گردد و هرگونه تبعیض و قوانین تبعیض آمیز از میان برداشته شود. تحقق این امر در راستای عملی شدن اصول حقوق بشر و دمکراسی است.

 جنبش اعتراضی مردم ایران پرچم تغییر را برافراشته است. بدون جدایی دین از دولت هیچگونه تغییری در کشورپایدار نخواهد بود.

 یکی از منابع اصلی زایش بحران و نابرابری مزمن در ایران تمرکز قدرت سیاسی، منابع اقتصادی و امکانات فرهنگی درانحصار قدرت دولتی است. ما باور داریم که گام نهادن در شاهراه ترقی موزون، با تمرکز زدایی درقدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در ایران ممکن و میسر است.

 امروز دیگر باید این واقعیت را پذیرفت که به هر میزان که این جنبش قوی تر، شجاع تر، همه جانبه تر، آگاه تر و هدفمند تر می شود ،نیروی سرکوب و استبداد حاکم بر ایران ضعیف تر،گستاخ تر، لجام گسیخته تر و پراکنده تر می گردد. اکنون یک چیز بر همگان روشن شده است که با خشونت و سرکوب نمی توان جنبش مردم را فرونشاند. اتخاذ راه حل انسانی و عقلانی ، راه پاسخ گفتن به مطالبات و خواسته های این جنبش است. تصور فرسودن جنبش  اعتراضی ایران تصوری نادرست است. آن که در این مبارزه فرسایشی فرسوده تر خواهد شد سرکوبگران و دیکتاتورها هستند.

بهمن ماه 1388

  امضاء کنندگان:

 آتیلا عمادی

 احمد مرادی

 رحیم اجانلی

رجب الیاسیان

 سبحان قلیچ تقانی

 مأتی وکیلی

 ناژین گوکلانی

 یعقوب قره قول

 توجه: فعالین ترکمن دیگری که خواستار امضای این بیانیه هستند، میتوانند اسامی خود را به آدرس پست الکترونیکی زیر ارسال نمایند.

baianieh.turkmen@gmail.com

منبع “ترکمن ایلیم” http://www.turkmenilim.org

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

موج دستگیری روزنامه نگاران و فعالان سیاسی -اجتماعی

جنبش نیرومند و پویای ضد استبدادی مردم میهن ما از چنان ریشه های ژرف اجتماعی برخوردار است که بکارگیری شیوه های سرکوب از جمله هجوم برنامه ریزی شده به روزنامه نگاران نخواهد توانست مانع از تداوم و گسترش آن شود.
حمایت و پشتیبانی فعال و همه جانبه از روزنامه نگاران وظیفه تاخیر ناپذیر همه احزاب و نیروهای ضد استبداد است.
ما خواستار آزادی فوری همه زندانیان سیاسی از جمله روزنامه نگاران دربند هستیم!

در آستانه راه پیمایی بیست دوم و بهمن، کودتاچیان برای جلوگیری از بازتاب حوادث کشور گروه قابل توجهی از روزنامه نگاران و خبرنگاران را بازداشت کرده اند.
پایگاه اطلاع رسانی کلمه، نوزدهم بهمن ماه، با انتشار خبری در خصوص دستگیری چند روزنامه نگار مستقل گزارش داد: “بازداشت اهالی رسانه به 55 نفر رسید… با دستگیری خبرنگار میراث فرهنگی تعداد خبرنگاران در زندان های کشور به 55 نفر رسید…”
در دو روز گذشته علاوه برظهوری، احمد جلالی فراهانی، احسان مهرابی، مهسا جزینی، اکبرمنتجبی، سمیه مومنی، زینب کاظم خواه و علی کلایی که همگی خبرنگار بودند نیز بازداشت شدند…”.
پیش تر تعدادی از روزنامه نگاران مانند روزبه کریمی، کیوان مهرگان، علیرضا ثقفی عضو کانون نویسندگان ایران، مریم قنبری، امید مهرگان، یاشار دارالشفایی به همراه تعدادی از نویسندگان، هنرمندان و فعالان اجتماعی و صنفی توسط وزارت اطلاعات و شعبه اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر و روانه زندان شده بودند.
همزمان با موج دستگیری روزنامه نگاران، وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعیه ای از دستگیری هفت نفر به دلیل “ارتباط تشکیلاتی با شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب” خبر داده و کلیه روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل را مورد تهدید قرار داد. بعلاوه سپاه پاسداران نیز با تاکید برخورد شدید با “جرایم” به اصطلاح اینترنتی، هرگونه اطلاع رسانی از حوادث و انعکاس آن را اقدامی در راستای “براندازی نرم” معرفی ساخته و به تهدید و ارعاب پرداخته بود.
این موج گسترده دستگیری ها در آستانه بیست و دوم بهمن ماه تلاشی هدفمند و برنامه ریزی شده برای مقابله با جنبش مردمی و ممانعت از تکرار رخدادهایی نظیر راه پیمایی سیزده آبان و عاشورای امسال است.
مسئولان امنیتی و نظامی پنهان نمی کنند این بازداشت ها در ارتباط با سالروز انقلاب در روز بیست و دوم بهمن بوده و کماکان ادامه خواهد داشت.
جنبش نیرومند و پویای ضد استبدادی مردم میهن ما از چنان ریشه های ژرف اجتماعی برخوردار است که بکارگیری شیوه های سرکوب از جمله هجوم برنامه ریزی شده به روزنامه نگاران نخواهد توانست مانع از تداوم و گسترش آن شود.
حمایت و پشتیبانی فعال و همه جانبه از روزنامه نگاران وظیفه تاخیر ناپذیر همه احزاب و نیروهای ضد استبداد است.
ما خواستار آزادی فوری همه زندانیان سیاسی از جمله روزنامه نگاران دربند هستیم!

منبع “سایت حزب توده ایران” http://www.tudehpartyiran.org

تاکید از “بوسغون”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

به مناسبت سی و نهمین زادروز جنبش فدائی

۱۹ بهمن ۱۳۸۸

زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!

مانند هر سال، گرامیداشت ۱۹ بهمن با یادبود انقلاب بهمن ۱۳۵۷ همراه است، یادبودی که امسال آوردگاه جنبش اعتراضی مردم ایران از یک سو و حکومت کودتا از سوی دیگر است. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، شایسته ترین گرامیداشت زادروز جنبش فدایی را در پشتیبانی و مشارکت در جنبش اعتراضی مردم ایران، در تلاش برای نزدیک کردن صفوف رهروان این جنبش به هم و در رساندن صدای حق طلبانه مردم ایران به جهانیان می‏داند.

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

۱۹بهمن، یادآور گام نهادن جنبش فدائی به عرصه سیاست میهن ما در سال ۱۳۴۹ است. آن روز نیز مانند روزهائی که در آن زندگی می‏کنیم، ابرهای سیاه خودکامگی و اسارت، آسمان ایران را پوشانده بود و فضای کشور را تیره و تار کرده بود. در آن روزگار سخت، شعله‏ای که فدائیان در سیاهکل افروختند، اعلام این تصمیم بود که گروهی از جان گذشته، می‏خواهند راهی نو در پهنه سیاست ایران بگشایند، راهی که صرفنظر از فراز و نشیب‏ها و ارزیابی های نادرست رهروان آن، رو به سوی آزادی و بهروزی مردم ایران داشت.

شباهت‏های نسل نخست فدائیان با جوانانی که امروز کمر همت به غلبه بر استبداد و گشودن فصلی نو در تاریخ ایران بسته‏اند، بیش از هر چیز ناشی از تشابه شرایط زندگی در دیکتاتوری آن روز و امروز است. آن روز نیز مانند امروز، نظامی استبدادی ناتوانی خود را از پذیرش خواست‏های انباشته شده میلیون‏ها ایرانی نشان داده بود. آن روز نیز مانند امروز، فرمانروایان وقت همه راه‏های اصلاح نظام حاکم را بسته بودند. آن روز نیز مانند امروز، مبارزه با سرکوب و بی عدالتی و تبعیض، انگیزه پیشگامان جوان جنبش آزادیخواهانه مردم ایران برای گذار از شرایط موجود به افق‏های نوین بود.

شعله‏ای که در ۱۹بهمن ۱۳۴۹برافروخته شد، نزدیک به چهار دهه است که روشنگر راه فدائیان در راه آرمان‏های انسانی و شریف بنیانگذاران این جنبش است. فدائیان، امروز نیز مانند آن روز، برای آزادی، پیشرفت و عدالت اجتماعی مبارزه می‏کنند. چهار دهه تجربه اندوختن از خطاها و بیراهه‏ها، از رویدادهائی که در این چهار دهه ایران را تکان داد، امروز ما را به استراتژی و تاکتیکی دگرگون رسانده است، اما آرمان‏های ما همان آرمان‏هائی است که در سرمای بهمن ۱۳۴۹ یاران ما جان خود را مشعل آن کردند. مبارزان سیاهکل، پرچم پیکاری را برافراشتند که هدف آن، رهایی انسان از اسارت، استثمار، عقب افتادگی، خرافات و بی‏عدالتی است. ما این پیکار را ادامه می‏دهیم.

مانند هر سال، گرامیداشت ۱۹ بهمن با یادبود انقلاب بهمن ۱۳۵۷ همراه است، یادبودی که امسال آوردگاه جنبش اعتراضی مردم ایران از یک سو و حکومت کودتا از سوی دیگر است. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، شایسته ترین گرامیداشت زادروز جنبش فدایی را در پشتیبانی و مشارکت در جنبش اعتراضی مردم ایران، در تلاش برای نزدیک کردن صفوف رهروان این جنبش به هم و در رساندن صدای حق طلبانه مردم ایران به جهانیان می‏داند.

سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به مثابه یکی از نحله‏های جنبشی که ۳۹ سال پیش پا به عرصه سیاست ایران نهاد، امروز پیش از هرچیز برای آن تلاش می‏کند که مردم ایران به خواسته اصلی خود که انتخابات آزاد است دست یابند، خواستی که با گذشت هفت ماه از آغاز خیزش مسالمت آمیز میلیونی مردم ایران، اکنون به فصل مشترک همه نیروهای شرکت کننده در این خیزش و نیروهای سیاسی مخالف حکومت کودتا تبدیل شده است. در کنار این خواست اصلی و عاجل‏تر از آن، ما خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و رسیدگی به جنایات اعمال شده در زندان‏های جمهوری اسلامی ایرانیم. و باز هم عاجل تر، ما از جهانیان می‏خواهیم ماشین کشتار رژیم ولایت فقیه را متوقف کنند و نگذارند باز هم جوانان ایرانی که گناهی جز طرح خواست اکثریت مردم ایران ندارند به دار آویخته شوند.

از آنجا که در برابر جنبش اعتراضی مردم ایران، دشمنی غدار و خونریز قرار دارد، برای نیروهای سیاسی آزادیخواه ایرانی راهی جز همکاری و همگامی علیه استبداد نیست. ما زادروز جنبش فدائی را به مناسبتی برای پیشنهاد همکاری به سایر نیروهای سیاسی آزادیخواه تبدیل می کنیم و از همه این نیروها می خواهیم بر هماهنگی و همگامی علیه حکومت خودکامه بیافزایند. ما معتقدیم تفاوتها در ایدئولوژی، تاریخ و برنامه سیاسی نباید مانع از ائتلاف نیروهای سیاسی برای خواستهای فراگیری مانند انتخابات آزاد شود. ما برای شرایطی مبارزه می‏کنیم که همه نیروهای سیاسی بتوانند آزادانه و با رعایت قواعد دمکراسی و حکومت قانون، برنامه خود را به مردم ایران عرضه و برای جلب حمایت رأی دهندگان رقابت کنند. برای گذار به چنین شرایطی، هم امروز همکاری نیروهای دمکرات با تکیه بر اشتراکات ضرورت عاجل دارد. این اشتراکها در شرایط سیاسی کنونی، بدان حد است که بتوانیم حول خواست‏های عاجل جنبش اعتراضی مردم ایران متحد شویم.

سی و نهمین سالروز تولد جنبش فدائی را در شرایطی برگزار می‏کنیم که حکومت، به شماری از دستگیرشدگان ماه‏ها و هفته‏های اخیر، اتهام همکاری با سازمان ما را وارد کرده است. همان گونه که قبلاً اعلام کرده‏ایم، این اتهامات، بی‏پایه‏اند و تنها برای سنگین کردن پرونده‏های زندانیان ساخته و پرداخته شده‏اند. اما صرف توسل حکومت به این ادعا، اعتراف حکام بدین واقعیت است که آنها نیز از شکست سی سال سرکوب جنبش فدایی در ایران آگاهند. امروز، حکامی نام فدائی را در پیوند با جنبش اعتراضی مردم ایران بر زبان می‏آورند که تا دیروز مدعی نابودی جنبش ما بودند. بدین حکام باید گفت این اعتراف شما، چیزی نیست جز پی‏بردن بدانچه بشر در طول تاریخ هزاران ساله خود، بسیار تجربه کرده است، و آن اینکه اگر زمان تحقق اندیشه‏ای فرا رسیده باشد، هیچ نیروئی را یارای بازداشتن آن نیست. امروز در ایران، زمان تحقق آزادی، آرمان دیرین فدائیان فرا رسیده است. جوانانی که امروز در خیابان‏ها آزادی را فریاد می‏کنند، با جنبش فدایی آرمانی مشترک دارند و نه پیوند تشکیلاتی. آرمانهای مطابق با نیاز تاریخی، راه خود را می‏گشایند. و استبداد حاکم بر ایران را چاره ای جز تسلیم بدین حکم تاریخ نیست.

گرامی باد آرمان‏های جنبش فدایی!

زنده باد آزادی!

زنده باد سوسیالیسم!

درود بر خاطره جان باختگان فدایی!

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

بهمن ۱۳۸۸

منبع “کار آنلاین” http://www.kar-online.com

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

با دستگیری وحید پور استاد؛ 56 روزنامه نگار در بند

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در راستای بازداشت روزنامه نگاران شب گذشته وحید پوراستاد هم دستگیر شد. 

 به گفته یکی از نزدیکانش وی که برای مهمانی به منزل مادر همسرش رفته بود، در آنجا بازداشت شد. ماموران امنیتی پس از بازداشت وی به منزلش رفته و مدارک شخصی، لپ تاپ و کلیه نوشته های او را هم با خود برده اند. 
   

با بازداشت وحید پوراستاد تعداد روزنامه نگاران در بند به 56 نفر رسیده است.

 وحید پوراستاد از روزنامه نگاران باسابقه است و با روزنامه های سلام، آفتاب امروز، مشارکت ، اعتماد ملی و مناطق آزاد همکاری داشته است.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

ادامه بازداشتها و احضارها در آستانه 22 بهمن

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در آستانه 22 بهمن تعداد زیادی از دانشجویان، فعالان حقوق بشر و زنان و روزنامه نگاران با احضار به اوین بازداشت شده اند و این روند همچنان ادامه دارد.

 روح الله صحرائی و علیرضا ابوفاضلی از فعّالین دانشجویی دانشگاه علم و صنعت پس از مراجعه به ادارۀ پیگیری وزارت اطّلاعات بازداشت شدند. طیّ روزهای گذشته نیروهای حراست دانشگاه پس از تماس تلفنی با تعدادی از دانشجویان دانشگاه آن ها را به ادارۀ حراست احضار کرده و پس از مراجعه طیّ احضاریّه های کتبی آن ها را به ادارۀ پیگیری وزارت اطّلاعات ارجاع داده بودند.

 در همین حال پيمان مهديان دانشجوي رشته كامپيوتر تهران مركز روز چهارشنبه بعد از تماس هاي مكرر حراست دانشگاه آزاد تهران مركز وي به دفتر پيگري وزارت اطلاعات احضار مي شود. كه روز چهارشنبه در هم آن جا بازداشت و به زندان اوين منتقل مي شود. گفته می شود که  مسئولين دانشگاه آزاد تهران مركز در ماه هاي گذشته با همكاري نيروهاي امنيتي و نظامي دست آن ها را براي هر گونه عمل سركوب گرانه ايي باز گذاشته اند. دانشگاه آزاد تهران در اعتراض هاي دانشجويي در ترم گذشته تحصيلي بوده است كه تا كنون ده ها دانشجوي آن توسط نهادهاي امنيتي بازداشت شده اند.

 از سوی دیگر گلناز توسلي دانشجوي هنر تهران مركز هم در روز پنجشنبه توسط نيروهاي امنيتي بازداشت مي شود و بعد از تفتيش منزل او به نقطه نا معلومي منتقل مي شود  سلمان سيما دانشجوي كارشناسي ارشد رشته اقتصاد دانشگاه تهران مركز از 23 آبان در زندان اوين تحت بازداشت مي باشد وي به شش سال حبس تعزيري محكوم شده است.
 

همچنین در آستانه شروع ترم جديد تحصيلي دانشگاه ها دانشگاه آزاد تهران مركز در ادامه سياست ارعاب و منفعل كردن محيط هاي دانشگاهي اقدام به برخورد سنگين با دانشجويان اين دانشگاه نمودند.

دانشگاه آزاد تهران مركز بعد از تجمعات گسترده هفته آغازين سال تحصيلي جاري كه با حمله وحشيانه نيروهاي شبه نظامي بسيج همراه بود آماج سنگين ترين برخوردهاي انضباطي از سوي نهادهاي امنيتي و با همكاري كامل مديران دانشگاه گشته است كه صدور احکام محروميت از تحصيل براي 15 تن از فعاليين دانشجويي، احضار 300 دانشجو به حراست و گرفتن تعهد از آن ها براي شركت نكردن در تجمعات دانشجويي؛ تهديد بيش 150 خانواده دانشجويان، و بازداشت دست كم 20 نفر از دانشجويان دانشگاه آزاد تهران مركز از آغاز سال تحصيلي تنها نمونه هايي از برخوردهاي صورت گرفته است.

 همچنین حمیده قاسمی عضو سابق هیئت رئیسه، وحید عابدینی از دبیران سابق و نوید عابدینی یکی دیگر از اعضای سابق انجمن اسلامی دمکراسی خواهی دانشگاه تهران بازداشت شده اند.

 بازداشت دو فعال ملی مذهبی در اهواز

 موج بازداشت ها در آستانه 22 بهمن به اهواز نیز رسید و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی شب گذشته دو فعال ملی مذهبی در این شهر را بازداشت کردند.

به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی از اهواز، این نیروها با مراجعه به خانه سیدرضا طباطبایی و حسام کاویاری آنها را بازداشت و کامپیوتر و وسائل شخصی آنها را نیز ضبط کرده و با خود بردند.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

تاکید از “بوسغون”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

تذکر مهدی کروبی به ولایتی

 جنبش راه سبز(جرس): مهدی کروبی در نامه ای به دکتر ولایتی در خصوص اظهارات چند روز قبل ایشان نکاتی را به وی یادآور شد. متن این نامه  که در سحام نیوز منتشر شده، بدین شرح است:

باسمه تعالی

برادر گرامی جناب آقای دکتر ولایتی

سلام علیکم

مصاحبه شما مورخ شنبه ۱۷ بهمن با روزنامه وطن امروز حاوی ۲ اشتباه بزرگ تاریخی مربوط به مجلش ششم و سوم به مدیریت اینجانب بود که لازم است به آن اشاره گردد.

اول آنکه در ارتباط با تحصن تعدادی از نمایندگان مجلس ششم و رایزنی اینجانب و رئیس جمهور وقت با رهبری و نامه ها ئی که اینجانب امضا کردم نکته ای گفتید که خلاف واقعیت است. در این مصاحبه تصریح کرده اید که ” در اواخر مجلس ششم ۲ نفر از سران قوا نامه نوشتند به مقام معظم رهبری که انتخابات مجلس هفتم عقب بیفتد، اما ایشان محکم ایستادند و گفتند سر همان تاریخ که وزارت کشور و شورای نگهبان اعلام کردند باید این انتخابات برگزار شود و استدلال هم این بود که اگر این کار رویه شود و انتخابات انجام نشود عملا جمهوری اسلامی بدون قووه مقننه می شد … ” همانطور که میدانید بدنبال رد صلاحیت فله ای نمایندگان مردم و تعداد بسیار زیادی از هموطنانمان توسط شورای نگهبان، تعداد قابل توجه ای از نمایندگان به تحصن در مجلس اقدام کردند که موضع اینجانب در این ارتباط بر همگان روشن است. با این وجود در جهت حل آن معضل آقای خاتمی رئیس جمهور محترم وقت و اینجانب به رایزنی در این ارتباط اقدام کردیم و فعل شورای نگهبان را نه تنها مغایر قانون دانستیم بلکه در جهت حاکمیت اقلیتی که مقبولیت عامه نداشتند و با تبر نظارت استصوابی می خواستند قوه مقننه را به دست آورند. خواست صریح اینجانب در دیدارهای مشترک، اعاده صلاحیت ها و به رسمیت شناختن حق مردم در انتخابات بود و لا غیر. در دیدار ها و نامه هایم هرگز خواستار تاخیر در برگزاری انتخابات مجلس هفتم نبوده و از رهبری تنها در جهت حل و فصل رد صلاحیت های نمایندگان و کاندیدا های محترم درخواست داشتم تا با دستور مناسب خود زمینه انتخابات رقابتی را فراهم سازند. ایشان هم ذیل نامه مشترک ما به دبیر محترم شورای نگهبان دستور دادند که نظرات آقایان تامین گردد که به این دستور توجهی نشد و حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان نادیده گرفته شد و آن انتخابات سرد را شاهد بودیم. برخی از اعضای دفتر رهبری از موضع من و جریان امور بخوبی مطلعند.

در قسمتی دیگر از مصاحبه خود اشاره کرده اید که عده ای در مجلس سوم که امروز باعث مشکلاتی در کشور شده اند خواستار این بودند که وزارت خارجه اعلام کند آمریکا به خاک ما تجاوز کرده و با نامیدن صدام به خالد بن ولید در کنار صدام به جنگ برویم . همچنین ادعا کرده اید “در مجلس سوم اکثریت تلاش می کردند که دولت و رهبری را سوق دهند به سمتی که ما در کنار عراق با آمریکائی ها بجنگیم”. جای بسی تعجب است از فردی که سالها وزیر خارجه این کشور بوده، اظهار نظر و نطق یک نماینده محترم مجلس از جریان چپ را موضع آن جریان اعلام کند در حالیکه نظر صریح برخی از بزرگان اصولگرا در این زمینه را نادیده بگیرد. اگر فراموش کرده اید بفرمائید تا نام آن عزیزان را ذکر کنم. همگان میدانند مواضع فردی نمایندگان در نطق های خود بیان می شوند و تعمیم نطق یک نماینده به کل مجلس امری غیر معقول است.

آقای دکتر ولایتی
از شما که فردی شناخته شده و با سابقه هستید انتظار است در ذکر حوادث دوران خود دقت لازم و رعایت امانت را بنمائید. برای فردیکه می خواهد تاریخ نگاری کند و سیر تاریخی این کشور را در ادوار مختلف بررسی کند، اشتباه چه سهوا و چه عامدانه – بنا به مصالح جریانی و سیاسی موجود که تهاجم به مجموعه ای دستوری و وظیفه همگانی شده- جای بسی تاسف است .

مهدی کروبی

۱۹بهمن۱۳۸۸

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

ربانی املشی را  آزاد کنید

نامه استادان دانشگاه به صادق لاریجانی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): بیش از نود استاد و پژوهشگردانشگاه با ارسال نامه ای برای صادق لاریجانی ، رئیس قوه قضاییه خواستار آزادی دکترمحمد صادق ربانی املشی شدند.

  در نسخه ای از این نامه که به جرس رسیده آمده است : مطلع شديم که جناب آقاي دکتر محمد‌صادق رباني استاد بازنشسته دانشگاه تهران در تاريخ 6/10/88 در خيابان بازداشت شده‌اند. امضا کنندگان که سالهای طولانی در دانشگاه تهران و سازمان انرژی اتمی و سایر مراکز علمی همکار ایشان بوده ایم و در تمام این دوران جز وظیفه شناسی و دغدغه مصالح و منافع ملی و خدمت صادقانه ازایشان ندیده ایم.

در ادامه این نامه می افزاید که بازداشت يک انسان فرهيخته همچون جناب آقاي دکتر رباني ضمن اينکه لطمه‌اي به جمهوري اسلامي است قدر‌ناشناسي از کساني است که عمري را در راه اعتلاي ايران صرف کرده‌اند. خواهشمنديم نسبت به آزادي ايشان بذل توجه عاجل بفرمائيد. چنين انساني شايسته زندانی شدن نيست.

 نام91 امضا کننده  این نامه که از  استادان و پژوهشگران نامدار کشورهستند،نزد جرس محفوظ است.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 9, 2010

نامه رهبران جوان جهان به رهبر ایران: اعدام و تجاوز به حقوق ایرانیان را خاتمه دهید

شبکه جنبش راه سبز (جرس): شصت نفر از رهبران جوان جهان که از میان چهره های دانشگاهی، فرهنگی، مخترعین، مدیران شرکت های تجاری-صنعتی، هنرمندان و نویسندگان انتخاب شده اند، در نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی ایران با ابراز نگرانی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران، خواستار پایان دادن به تجاوز علیه حقوق مردم و اعدام شهروندان ایرانی شدند.

 به گزارش جرس، این نامه به امضای چهره هایی  از کشورهایی چون: چین، هند، شیلی، تانزانیا، کانادا، امریکا، ژاپن، روسیه، نروژ، انگلستان، مغولستان، موزامبیک، سوئیس، فلسطین، مکزیک، آرژانتین، ایرلند، برزیل، آلمان، نیجریه، کره جنوبی، کوبا، آفریقای جنوبی، هلند، دانمارک، اندونزی و ایران رسیده است.

 متن کامل این نامه به این شرح است:

 رهبر جمهوری اسلامی ایران آیه ا… خامنه ای

ما امضا کنندگان زیر بعنوان رهبران جوان از سراسر دنیا، با نگرانی روزافزون، شاهد تحولات پس از انتخابات اختلاف برانگیز ریاست جمهوری خرداد ماه هستیم. سوالات جدی، بی پاسخ و حل نشده میلیونها ایرانی در خصوص مشروعیت انتخابات، ما را نگران و مشوش نموده است. محاکمات و احکام صادره، کشتار و اعدام ایرانیانی که خواستار حقوق انسانی ابتدایی خودشان، در مورد نحوه برگزاری انتخابات و پیامدهای ان هستند، به شدت ما را متاسف و متاثر کرده است ودر این خصوص اعلام خطر می کنیم.

ما از شما بعنوان رهبر ایران تقاضا می کنیم که به شوون انسانی مردم احترام گذاشته، رحم و انصاف خود را به نمایش گذارید. از شما خواستاریم از تمامی اختیارات خود برای پایان دادن به تجاوز علیه حقوق مردم استفاده کنید . مهمتر از همه اعدام شهروندان را خاتمه دهید و به حقوق بنیادی مردم خود احترام گذارید تا اینکه ایران بتواند مورد احترام دنیا قرار گیرد و نمونه خوبی از روشنگری دین اسلام باشد.
 

1. اگسی ، شای USA
2. اخوان، پیام Canada

3. اکولا، ویکرم India

4. الن، ولموت USA
5. آندرسن، اریک USA
6. آندرسن، مثیو Uk

.7 انصاری، انوشه Iran
8. اونی، رونیت USA
9. بارتیرومو، موریا USA
10. بنیوف، مارک USA
11. بیتار، کریستینا Chile

12. بیشاب، متیو USA
13. براینت، جان USA
14. کبررا، انجل Spain
15. کیسی، کرولین Ireland
16. کاراس، اریک Mozambique
17. چیوک، دیوید Japan
18 . چولون، قانهیگ Mongolia
19. کلر، مارسلو USA
20. کوریرو، جنیفر Canada
21. کاکس، جو Uk

22. کریز، ادالیا Mexico,
23. دیسوزا، جوس Brazil
24. دراگونووا، اولگا Russia
25. فریر، اندی Axialent Argentina
26. گولدفینگر، ییر
27. گوپیناس، سوهاس India

28. حقیقت جو، فاطمه Iran
29 . هریس، جاناتان USA
30. یوان، کریستوفر Germany
31. جونس، دیوید Uk

32. کریم، کولا Nigeria

33. کندی، ترزا USA
34. کیم، می هیونگ korea
35. لوبلین، ننسی USA, NYC
36. ماسدورپ، لیسلی South Africa
37. مکگابو،تومی South Africa

38. مک کورمک، ارون Uk

39. مهرا، مالینی India
40 . منیندز، کمبو Cuba -USA
41 . مومنثالر، کریستن Switzerland
42. نایدو، کومی Netherlands

43. نیکولاس، بوریس USA
44. پارخ، سندیپ India
45. پلد، عفرت
46. رکبرگر، کریستین USA
47. رو، بجارت Norway
48. روبرتس، کیت Uk

49. سجادپور، کریم USA
50. شادی صدر Iran
51. سکیبستد، جنس مارتین Denmark

52. ستوب بیسنگ، میرجم Switzerland
53. سترومبک، ریچارد USA
54. تینوبو، جبرئیل Nigeria
55. اینگول، سیروریوس Indonesia
56. ونجوی، جیمز South africa
57. ونک، کریستن Switzerland
58. یودایو، کسینا Russia
59. یونگ، کین China
60. زیترین، جاناتان

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 8, 2010

موسوی: جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد

جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در آستانه ۲۲بهمن ماه و سی و یکمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی صبح امروز مهندس میرحسین موسوی در دیداری صمیمی با جمعی از دانشجویان و جوانان سراسر کشور به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی پرداخت.

  وی تاکید کرد که جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد.مهندس موسوی گفت:دلیل اینکه به جنبش سبز با چنین شدتی هجمه می شود این است که روی مراجع، روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما به صراحت اعلام می دارم جنبش به هیچ وجه به خارج وابسته نیست.

به گزارش کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، به شرح زیر است:

دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.

 انقلاب نتیجه 20 سال تلاش ملت

 نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.

 دلایل پیروزی انقلاب

 دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.

 تحلیل شعارها

 تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.

یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.

خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.

 قانون اساسی حاصل فضای گفتگو

 وقتی به قانون اساسی باز می‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.

به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل با توجه به آیاتی که در این جلسه قرائت شد، باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای اینکه به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.

حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.

اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.

این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.

 قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته

 برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.

به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.

مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.

همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.

اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.

شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.

 باز تفسیر قانون اساسی

 آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.

شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فروریخت.

این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.

 عقب افتادگی حاکمیت از سرعت تحولات

 یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.

درحقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.

بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.

 ضرورت اصلاح نوع نگاهها

 درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.

آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.

 انتقاد از تقطیع کلام امام

 نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.

البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.

 خطر بزرگ استفاده ابزاری از دین

 در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.

 اهمیت استقلال و نگرانی از سوء استفاده از این شعار

 مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.

اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرند که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.

فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟

این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.

 جنبش سبز و تعامل با دنیا

 جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.

 جنبش سبز مستقل است

 جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.

دلیل این که این مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.

در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.

 جنبش سبز خردگراست

 جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.

 جنبش سبز مسالمت آمیز است

 باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.

متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند. جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.

 با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم

 نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است. حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.

 این اقدامات هیچ ربطی با اسلام ندارد

 تذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.

اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.

زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.

هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.

هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.

ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 8, 2010

هشدارهای كليدي برای راهپيمائي ۲۲بهمن

نادر برنا

 شبکه جنبش راه سبز(جرس): آنچه در پی می آید، مجموعه ای از توصیه هایی ست که حاصل خرد چمعی سبزها برای حضوری پرشکوه و با اقتدار در جریان تظاهرات 22 بهمن است:

 الف – قبل از روز راهپيمايي

 1-       حضور حداكثري در راهپيمايي – از هر طريقي كه مي‌توانيد طرفداران جنبش سبز را براي حضور در راهپيمايي تشويق كنيد – به آنها اطمينان دهيد كه خطري آنان را تهديد نمي‌كند زيرا احتمال خشونت دولتمردان در روز ملي در حضور سيصد خبرنگار خارجي وجود ندارد.

 2-       براي تشويق مردم به حضور در راهپيمايي 22 بهمن در هر جايي كه مي‌توانيد شعارنويسي كنيد.

 3-       به دوستان و بستگان شهرستاني خود بگوئيد اگر شرايط آن شهرامكان راهپيمائي سبزها رانمي‌دهد ميهمان شما شوند و به تهران بيايند.

 4-       مي‌توانید كودكان كوچك را با كالسكه و نماد سبز به راهپيمايي بياوريد.    

 5-       از حالا ذر تدارک نماد سبز باشید. نه تنها براي خود بلكه براي هديه دادن به كساني كه نياز دارند . (این نمادها می تواند چتر، نقاب، بازوبند، سربند، بادكنك، نوشتار، پلاکارد و … باشد.)

 6-       تنها به راهپيمايي نيائيد. از حالا دوستان و بستگان را خبر كنيد كه حتي الامكان در مجموعه‌هاي بيش از سه نفر در اين راهپيمايي حاضر شويد.

 7-       پيش‌بيني لباس و پوشش مناسب را از حالا بنمائيد. حتي الامكان از پوششی استفاده نمائيد كه انگشت نما نباشيد و ضمناً امكان استتار نمادهاي سبز را در درون آن داشته باشيد.

 8-       بهتر است پوشش ظاهري “غير متمايز” و حتي الامكان محافظه كارانه داشته باشيد.

 9-       از بردن موبايل دائمي خود (اگر اطلاعات مهمي در آن وجود دارد) خود داري كنيد. به جای آن از تلفن همراه اعتباري يا كارتي استفاده نمائيد.

 10-    چون به شما كيك و سانديس!نمي‌دهند، پيش‌بيني خوراكي مختصر را بنمائيد.

 11-    در صورت امکان پلاکاردها و نمادهای سبز را قبل از روز 22 بهمن به اماکن مشرف به خیابان آزادی و انقلاب منتقل نمائید.

 12-    ساعت خود را به دقت تنظيم نمائيد تا بتوانيد در حركت موج سبز (بعداً توضيح داده مي‌شود) مشاركت فعال داشته باشيد.

 ب- روز راهپيمائي

 1-       به دليل فقدان رسانه، از حالا به دوستان خبر دهيد، هر ساعتي كه تظاهرات دولتي اعلان مي‌شود سبزها يك ساعت قبل از آن خود را به محور خيابان آزادي و ميدان آزادي برسانند.

 2-       تا زماني كه به محور اصلي راهپيمائي يعني خيابان انقلاب و آزادي نرسيده‌ايد از بيرون آوردن نماد سبز خودداري كنيد ، چرا كه ممكن است مانع از رسيدن شما به مسير اصلي راهپيمائي شوند.

 3-       حتي در مقابل خشونت، خشونت نورزيد.

 4-    در ذهن راهپيمايان كه سبز نيستند بذر عشق و محبت بكاريد و بدانيد كه روزي اين بذر سبز خواهد شد. به عقايد آنان احترام بگذاريد و شعارهاي هنجارشكن ندهيد.

  5-       از شعارهاي متين و محترمانه‌اي استفاده كنيد كه مورد پذيرش همه سبزها و رهبران جنبش سبز باشد و به مخالفان گزك ندهيد.

 6-    در مقابل شعارهاي توهين آميز به رهبران سبز صبور باشيد و کریمانه بگذريد.

 7-       با شعارهاي متعادل غير سبزها را سبز كنيد.

 8-       هرگز متعرض غیر سبزها ولو اینکه شعار علیه رهبران جنبش سبز بدهند نشوید ، اما اگر اتومبیل آنها با بلند گو به میان جمعیت سبزها آمد و با بلندگو در صدد اخلال بر آمد ، اتومبیل را پنچر و بلندگو را قطع کنید تا توان ادامه اخلال نداشته باشد.

 9-       مواظب باشيد صدا و سيما نتواند سناريوسازي كند (مانند کارناوال عاشورا، پاره كردن تصوير امام خميني، توهين به امام حسين و ….)

 10-    تا مي‌توانيد عكس و فيلم بگيريد.

 11-    اهميت نماد سبز و نوشتارهای مكتوب ،از شعارها بيشتر است. حتي مي‌توانيد سكوت كنيد اما نماد سبز را فراموش نكنيد.

 12-    كساني كه با مترو مي‌آيند در ايستگاه‌هاي نواب، آزادي، دانشگاشريف پياده شده و به راهپيمائي بپيوندند.

 13-    با غير سبزها و حتي بسيجي‌ها با محبت برخورد نمائيد.

 14-    مراقب دام و فريب شيادان باشيد – ممكن است با نماد سبز شعارهاي هنجار شكن بدهند، عكس پاره كنند، اتومبشيلي را آتش بزنند و … هرگز با آنان هم صدا نشويد.

 15-    احتمال كشف حجاب، آتش زدن پرچم و …. وجود دارد. مراقب باشيد فریب نخورید و  بهانه به دست بازیگران ندهيد.

 16-    >از نشان دادن نماد سبز قبل از پيوستن به مسير اصلي راهپيمائي خودداري كنيد.

  17-    علاوه بر آنكه در طول راهپیمائی از نماد سبز استفاده می کنید ، اما جهت فيلمبرداري و عكس‌برداري خبرنگاران و هلي‌كوپترها لازم است هر 15 دقيقه يكبار ( به عنوان مثال يازده ، يازده و پانزده دقيقه، يازده و نيم و …) نمادهاي سبز با دست‌هاي افراشته به مدت يك دقيقه به همراه شعارهای الله اکبر  به نمايش درآيند.

 18-    سلاح جنبش سبز اخلاق است. هرگز به كساني كه عكس احمدي نژاد يا رهبر را دارند توهين نكنيد. به بسيجيان توهين نكنيد. يادتان نرود كه مردم در سال 57 با شعار : ارتش برادر ماست، خميني رهبر ماست و قرار دادن گل در لوله تانك ديكتاتور را به زانو درآوردند.

  19-    با آغاز صحبت احمدي نژاد در ميدان آزادي پشت به سخنران ايستاده و بادكنك و نمادهاي سبز را بلند نمائيد.

 20-    حتي الامكان پارچه سبز (پهن و بلند) هنگام سخنراني احمدي نژاد در ميدان آزادي گشوده شود.

 21-    قطعنامه جنبش سبز: اجراي بيانيه 17 ميرحسين موسوي (پاسخگويي حاكميت، آزادي مطبوعات، آزادي زندانيان سياسي، آزادي تجمعات و احزاب، برگزاري انتخابات ازاد و سالم)

 22-    جهت راهپيمائي و حركت سبزها از سوي كليه خيابان‌ها به سوي ميدان آزادي است. اما به محض شروع سخنراني احمدي نژاد جهت حركت وارونه مي‌شود.

 23-    پس از اتمام سخنراني احمدي نژاد، کلیه نمادهای سبز را مخفی ویا معدوم نمائید و همراه باسایر مردم به سوی خانه هایتان بروید. تداوم راهپیمایی با نماد سبز مخصوصا در مسیرهای فرعی بهیچ وجه به مصلحت نمی باشد.

 24-    این هشدارها از امروز تا روز 22 بهمن به کمک خرد جمعی عاشقان این مرز و بوم کامل و کامل تر می شود. بنابراین از کلیه صاحبنظران می خواهیم که در این هم اندیشی مشارکت نمایند و از خانواده میلیونی جنبش سبز دعوت می کنیم که هر 12 ساعت یکبار تغییرات این هشدارها را رصد نمایند تا انشاالله در غروب 21 بهمن جامع ترین برنامه راهپیمائی در اختیار مردم عزیز ایران قرار گیرد.

 منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 8, 2010

درخواست 57 نماینده مجلس برای عزل و محاکمه مرتضوی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): 57 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به رؤسای دو قوه مجریه و قضائیه، خواستار برخورد جدی و بدون ملاحظه با عاملین و مسببین فاجعه کهریزک به ويژه سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران شدند.

  متن این نامه که در الف منتشر شده  به شرح زیر می‏باشد:

برادر ارجمند جناب آقاي آيت الله صادق لاريجاني
برادر ارجمند جناب آقاي دکتر احمدي نژاد

با سلام و احترام

يکي از حوادث تلخي که پس از انتخابات متعاقب قانون گريزي برخي از سياستمدارانِ متوهم پيدا شد، ماجراي بازداشتگاه کهريزک و جان باختن چند جوان مظلوم در اين حادثه بود. ماجرايي که رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان نظام را به شدت برانگيخت؛ ماجرايي که زبان طعن دشمنان را بر روي نظام گشود و با ظلم به حقوق جمعي از شهروندان به آبروي نظام مقدس ضربه زده است.

بر اساس گزارش کميته حقيقت ياب مجلس شوراي اسلامي از اين حادثه رنج آور که روز يکشنبه مورخ 88.10.20 در مجلس قرائت شد، فرد آمر در انتقال بازداشت شدگان به کهريزک، آقاي مرتضوي دادستان وقت تهران بود که برخلاف تدابير ابلاغ شده پيشين و با وجود ظرفيت پذيرش در بازداشتگاه اوين، اين تصميم را گرفت.

در گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضاييه که در مجلس هفتم انجام شد و در تاريخ 87.3.6 در مجلس قرائت گرديد، عملکرد نادرست و خلاف قانون همان دادستان يکي از محورهاي مهم گزارش بود. با کمال تعجب، متعاقب آن گزارش شاهد تلاش گسترده آقاي مرتضوي در تعقيب قضايي نمايندگان عضو کميته تحقيق و تفحص بوديم!

خواسته ما امضاء کنندگان اين نامه، نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي از رياست محترم قوه قضاييه اين است که با حق طلبي که بحمدالله دارند، نگذارند خداي ناخواسته در رسيدگي به پرونده متهمان بازداشتگاه کهريزک ماموران تعقيب شوند و دادستان وقت که از نظر گزارش رسمي مجلس، متهم به آمريت در اين فاجعه است و در گزارش تحقيق و تفحص سال 1387 نيز يکي از متهمان است، از تعقيب جدي و بي طرفانه مصون بماند. بديهي است که توجه اتهام به افراد، به دست قضات محترم اثر حقوقي دارد ولي انتظار اين است که داوران محترم دستگاه قضا اهتمام کافي براي دقت در ادله گزارش هاي بي طرفانه نمايندگان مردم شريف ايران به خرج دهند و خداي ناخواسته نتيجه آن نشود که قوه قضاييه نزد افکار عمومي به ضعيف کشي متهم گردد.

از رئيس جمهور محترم نيز انتظارمان اين است که فردي با چنين اتهامات مهمي را در منصب حساسي مانند رياست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا قرار ندهند. اخبار موثق حاکي از آن است که پس از عزل آقاي مرتضوي از دادستاني تهران در ماه هاي اخير، برخي از صاحب منصبان دولتي که خودشان نزد نيروهاي وفادار به نظام وجاهتي ندارند، تلاش کرده اند تا ماموريت آقاي مرتضوي به قوه مجريه انجام شود و چنين سمتي به وي واگذار گردد. دلسوزانه و مصرانه مي خواهيم که حداقل تا تعيين تکليف پرونده هاي حساسي مانند پرونده ماجراي کهريزک، اين امانت مهم را از وي سلب بفرماييد. بدين ترتيب به مظلومان حادثه و افکار عمومي نشان داده خواهد شد که جنابعالي به نظرات مجلس و گزارش هاي رسمي آن احترام مي گذاريد و اعزاز قانون و حقوق شهروندي را بر دوستي ترجيح مي دهيد.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 8, 2010

اختصاصی جرستقاضاهای آیت الله موسوی اردبیلی از رهبری : آزادی بی قید و شرط زندانیان و طرد افراطیها

 

آیت الله موسوی اردبیلی به رهبری گفت برای حل بحران پس از انتخابات به دیدار شما آمده ام. اما رهبری”شرائط بحرانی” را نپذیرفت

 شبکه جنبش راه سبز (جرس): به گزارش خبرنگار جرس از تهران آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از مراجع تقلید و رئیس اسبق قوه قضائیه پس از 17 سال به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفت و مورد استقبال گرم وی قرار گرفت. آیت الله موسوی اردبیلی که علیرغم کبر سن و کسالت با ویلچر تردد می کرد، گفت برای حل بحران پس از انتخابات به دیدار شما آمده ام. اما رهبری اینکه “شرائط بحرانی است” را نپذیرفت. آقای موسوی اردبیلی متذکر شد من با این بدن بیمار از راه دور نیامده ام با شما جر و بحث کنم. آمده ام حرفهایم را بزنم و مزاحمت را کم کنم.

به گزارش خبرنگار جرس، وی اینگونه آقای خامنه ای را نصیحت کرد: “شما جای  حضرت امام نشسته اید، شکست شما شکست انقلاب و لطمه با اسلام و تشیع است. باید همه به سمت حل این بحران حرکت کنیم. من سران معترضین شما را در تهران و قم می شناسم و شهادت می دهم قصدشان اصلاح امور کشور بر اساس قانون اساسی است و هیچیک قصد سرنگونی شما را نداشته و ندارند. نگرانی شما از این بابت بجا نیست.”" آیت الله اردبیلی افزود:” شما مرا بیش از سی و پنج سال است می شناسید، جز خیر شما را نمی خواهم، پایم هم لب گور است.” آقای خامنه ای خیرخواهی ایشان را تصدیق کرد

 به گزارش خبرنگار ما از تهران آیت الله موسوی اردبیلی اینگونه ادامه داد:” شما برای ملت پدری کنید. چرا باید اینگونه تلقی شود که شما یک سر دعوا هستید و از افرادی که مقبول ملت نیستند حمایت می کنید؟ از اینها فاصله بگیرید و سخنان معترضان را بشنوید.”

  آنگاه وی پیشنهادهای مشخص خود را اینگونه با آقای خامنه ای در میان گذاشت:” اولا برای حل سریع بحران همه زندانیان وقایع اخیر را بدون قید و شرط آزاد کنید.” آقای خامنه ای بلافاصله پاسخ داد: “مجرم را چگونه آزاد کنیم؟”

آیت الله اردبیلی گفت: “آنها را که من می شناسم و ظاهرا همه شاخصها را نیز می شناسم، اینها مجرم نیستند، نه اینکه عفوشان کنید، عرض کردم آزادشان کنید. حتی اگر مجرم هم بودند – که نیستند – مگرعفو مجرمین آن هم در سالروز انقلاب  اسلامی سیره مرحوم امام نبود؟ تقاضای دوم، اطرافیان افراطی را از خودتان دور کنید. اگر شما به این دو تقاضا که تقاضای همه علاقه مندان انقلاب است عمل کنید من هم در عوض قول می دهم با همین پای علیل در قم راه می افتم و بیت به بیت برای دولت مورد نظر شما تأیید می گیرم.”
حبر نگار جرس می افزاید، مقام رهبری ضمن تشکر گفت: “شما حتما این کار را بکنید.” آیت الله موسوی اردبیلی نیز با  لبخند گفت:” عرض کردم مشروط به آنکه حضرتعالی هم به دو خواسته حقیر عمل فرمائید.” که آقای خامنه ای جوابی نمی دهد.

  اما خبرنگار ما می افزاید رهبری تا درب ورودی آیت الله موسوی اردبیلی را مشایعت کرد. لازم به ذکر است در خبر قبلی تقاضای آزادی دکتر سید علیرضا بهشتی پسر شهید آیت الله بهشتی نخستین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مصادیق زندانیان سیاسی ذکر شده بود که البته آن مورد نیز مورد قبول مقام رهبری واقع نشد

 منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 7, 2010

تدارک حکومت برای ۲۲ بهمن؛ نصب بلند گو از انقلاب تا آزادی  به فاصله هر ۵۰ متر

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در آستانه برگزرای راهپیمایی ۲۲ بهمن، مسئولان رسمی برگزاری مراسم، مشغول نصب بلندگو در مسیر چند کیلومتری از میدان آزادی تا انقلاب هستند.

 کسانی که طی روزهای اخیر از خیابان آزادی عبور کرده اند، متوجه نصب داربست هایی در مسیر ویژه اتوبوس های تندرو، از میدان آزادی تا انقلاب و به فاصله هر 50 متر شده اند. از روز شنبه، بر روی این داربست ها بلندگوهایی نصب شده است. به این ترتیب مسیر طولانی مذکور در حال پوشش داده شدن به سیستم صوتی هستند. 

 این اقدام در طول 30 سال گذشته و در جشن های پیروزی انقلاب بی سابقه بوده است. در سالهای گذشته پوشش صوتی مراسم راهپیمایی 22 بهمن در تهران، سطح میدان آزادی و چند ده متر از ابتدای خیابانهای آزادی و محمدعلی جناح از سمت میدان آزادی را شامل می شد. 

 این اقدام به همراه اخبار منتشر شده اخیر مبنی بر برنامه ریزی برای انتقال نیرو از استانهای مختلف کشور در روز 22 بهمن به تهران و تقسیم بندی و توزیع مناطق مختلف در مسیر راهپیمایی تهران بین گروههای اعزامی از استان ها، حاکی از آن است که دولت با هزینه هنگفت، تدارک وسیعی را برای کنترل جمعیت راهپیمایی کننده روز 22 بهمن به کار بسته است. 

 به نظر می رسد خصوصاً اقدام در حال انجام در نصب بلندگو در مسیر طولانی راهپیمایی، به منظور پخش هماهنگ شعار و سایر اصوات با صدای بلند در طول راهپیمایی است که امکان داده شدن شعار از سوی مردم و شنیده شدن آن را ندهند. 

 همچنین سایت امروز گزارش می دهد که  طی روزهای اخیر سطح میدان آزادی، به طرز عجیب و بی سابقه ای در حال حصارکشی و محدود شدن است. به گونه ای که تا حال حاضر، کل محوطه چمن وسط میدان آزادی بوسیله داربست محصور شده  و قسمت هایی از پیاده روهای میدان نیز بوسیله داربست درحال محصور شدن است. هنوز مشخص نیست محدوده های محصور شده مذکور، برای استقرار گروههایی خاص تعبیه شده است یا قرار است در این مناطق امکان استقرار برای مردم بوجود نیامده و عملاً جای محدودی در سطح میدان برای حضور راهپیمایان وجود داشته باشد


کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

با شرکت در تظاهرات روز ۲۲ بهمن و نه به جمهوری اسلامی، به گسترش وپیش روی جنبش دمکراتیک مردم یاری رسانیم

جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ – ۰۵ فوريه ۲۰۱۰

۲۲ بهمن ۱۳۵۷، روز پیروزی جنبش انقلابی مردم بر دیکتاتوری شاه و برچیدن بساط ستمشاهی در ایران بود. اما این روز نیز، به عنوان سالگرد انقلاب بزرگ بهمن، به وسیله رژیم خمینی که جانشین رژیم شاه شد، همانند دیگر نمادها و دستاوردهای این انقلاب، مصادره یا قلب گردید. از آن پس، ۲۲ بهمن هم، مثل ۱۳آبان یا ۱۶آذر، اساسا تبدیل به نمایش‌های حکومتی و یا راهپیمائی‌های فرمایشی جمهوری اسلامی شد.
با آغاز و استمرار جنبش آزادیخواهانه و حق‌طلبانه مردم از خرداد گذشته، و در شرائط تشدید باز هم بیشتر ممنوعیت‌ها و سرکوبگری‌ها از جانب حکومت در برابر حرکت اعتراضی مسالمت‌آمیز توده‌ها، استفاده از برخی مراسم رسمی و حکومتی، برای گردهمائی و طرح شعارها و خواسته‌ها توسط مردم نیز معمول گردید. چنان که تجمعات و تظاهرات مردمی روزهای «۱۳آبان»، «۱۶آذر»، و یا روز «عاشورا» در شهرهای مختلف، نه فقط موجب برهم خوردن مراسم و نمایش‌های حکومتی و دولتی شد بلکه، به نوبه خود، حضور گسترده مردم معترض و استمرار حرکت اعتراضی آنها را نیز به اثبات رسانده و امکانی برای طرح شعارها و خواسته‌های عدالت‌طلبانه و آزادیخواهانه آنها و نشان دادن مخالفت آشکارشان با استبداد مذهبی حاکم را فراهم آورد.
حضور وسیع مردم در تظاهرات روز ۲۲ بهمن، علیه استبداد و برای آزادی، دمکراسی و عدالت، که همانا خواسته‌های اساسی انقلاب بهمن نیز بوده است، می‌تواند گرامیداشت این روز نمادین را نیز به صاحبان اصلی آن یعنی مردم بازگردانده و گسترش و پیشروی جنبش عمومی جاری سر آغازی برای برچیدن بساط این رژیم باشد.
همچنین حکومت از ۲۲ خرداد به اينسو و به ويژه بعد از تظاهرات روز عاشورا، با تشدید خشونت و دستگیری بیش از هزار تن از فعالين جنبش، اعدام دو نفر از زندانیان سیاسی و اعلام صدور حکم اعدام برای 9 تن دیگر، تمامی تلاش خود را برای ایجاد رعب و وحشت و خانه نشین کردن مردم را به کار می‌برد. سکوت و خانه نشینی مردم، بیش از گذشته جنایتکاران حکومتی را به کاربست خشونت ترغیب خواهد کرد. با حضور در خیابان‌ها و برگزاری تظاهرات، باید نشان داد که مردم مرعوب خشونت‌های حکومت نشده‌اند.
ما از هرگونه اقدام و حرکتی که به تقویت حضور حق‌طلبانه و آزادیخواهانه مردم کمک کند و فرصت و امکان طرح مطالبات دمکراتیک آنها را فراهم کند، کاملا پشتیبانی کرده و با تمامی توان خود در راه نیرومند کردن جنبش مردم تلاش و مبارزه می‌کنیم.

گسترده تر باد مبارزه حق طلبانه و ازادیخواهانه مردم ایران
کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
۱۵ بهمن ۱۳۸۸

اختصاصی جرس/ سهمیه بندی بسیج برای تسخیر خیابان انقلاب تهران در روز 22 بهمن

   

هدف اصلی سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده  

شبکه جنبش سبز(جرس): بخشی از برنامه گسترده  نیروهای نظامی –امنیتی برای مقابله با حضور مردم در راهپیمایی روز 22 بهمن ماه فاش شد. به گفته برخی از منابع موثق، براساس برنامه از پیش طراحی شده از سوی نیروهای نظامی -امنیتی خیابان انقلاب حدفاصل امام حسین تا میدان آزادی به مناطق  مختلف تفکیک شده است و هر منطقه به بسیج یکی از شهرهای ایران واگذار شده است تا صبح 22 بهمن توسط نیروهای اعزامی بسیج از شهرهای مختلف تسخیر شود
به عنوان مثال زیر پل کالج در اختیار بسیج بابلسر ،حدفاصل شانزده آذر تا انقلاب در اختیار بسیج مشهد و به همین ترتیب تمامی نقاط خیابان بزرگ انقلاب تا میدان آزادی قرار است توسط نیروهای بسیج از صبح زود 22 بهمن پوشانده شود.برنامه ریزی برای سهمیه بندی خیایان سراسری انقلاب و واگذاری آن به بسیج هر  شهر از یکماه پیش شروع شده است و هر سهمیه به فرماندهی بسیج شهرها ارسال شده است.در نامه های ارسالی برای ابلاغ سهمیه ها نوشته شده است که بسیجی های کاملا مخلص و وفادار و تابع ولایت به تهران اعزام شوند. بسیج برخی از شهرها از جمله مشهد  به مرکزفرماندهی طرح سهمیه بندی بسیج برای 22 بهمن تهران اعلام کرده اند که قادر به تامین سهمیه تعیین شده نیستند و با کمبود نیروهای کاملا مخلص و تابع ولایت روبرو هستند
بسیج هر شهر همچنان موظف شده است تمامی پارچه های سبز موجود در پارچه فروشی ها را خریداری کند و بر آن شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و سبز فقط سبز علی بنویسند و این پارچه های شعار نویسی شده  را به هنگام تسخیر خیایان های تهران در دست بگیرند

اصلی ترین هدف سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط نیروهای بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده است و آغاز برنامه ای گسترده برای سرکوب مخالفان در روزهای پس از 22 بهمن عنوان شده است  


  دعوت ستاد ۸۸ به حضور در راه پیمایی گرامیداشت سالگرد انقلاب 

 بیست و دوم بهمن هشتاد و هشت به عنوان سمبلی از این مبارزه همیشگی مردم ایران، به روزی تاریخی در نفی آن چیزی تبدیل خواهد شد که هیچ نامی جز انحراف از آرمانهای هویت بخش انقلاب 57، بر آن نمی توان نهاد 

  کلمه: ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی در کل کشور با صدور بیانیه ای از مردم دعوت کرد تا در

راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنند تا از آرمانهای انقلاب ۵۷ دفاع کرده وو حوادث پس از انتخابات را محکوم نمایند. 

به گزارش کلمه متن این بیانیه  به شرح زیر است: 

بسم الرب الصدیقین 

بنام خدای راستگویان 

“ما امید داریم که ایران اولین کشوری باشد که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد” (حضرت امام خمینی/ صحیفه نور، جلد پنجم، صفحه ۵۳۲) سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی را در شرایطی گرامی می داریم که آنچه در روزهای پس از انتخابات اخیر بر این سرزمین رفته است، در تباین آشکار با آرمانهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی قرار دارد. 

 حکومتی که امام راحل (ره) بنیان گذاشت، قرار بود که بزرگترین نگاهبان خواست و مطالبات مردمی باشد. قرار بود تجسمی عینی از حکومت عدل علی (ع) باشد که در آن حاکم اسلامی، مرگ خویش را به خاطر باز شدن خلخالی از پای زنی یهودی در قلمرو حکومتش روا می داند. قرار بود مصداق ” اسلامی ” باشد که به گفته امام (ره) در آن ” دیکتاتوری اصلاً وجود ندارد”. 

 قرار بود در آن “شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد مساوی” باشد. انقلاب ما قرار بود پایه گذار

حکومتی باشد که به گفته بنیانگذار کبیرش “بدون رضایت مردم هیچ اساس ندارد”. اما در سی و یکمین سالگرد انقلاب عظیم مردم ایران برای نیل به آزادی و سرنگونی دیکتاتوری فردی، مردان انقلاب، یاران و همراهان آیت اله خمینی تنها به جرم اینکه به تاسی از امام کبیر انقلاب، به نادیده گرفته شدن خواست و مطالبات جامعه از سوی حاکمیت اعتراض کرده بودند، به بند کشیده شده اند و فرزندان خمینی کبیر، اینک به جرم فریاد کردن آرمانهای بنیادین انقلاب و آموزه های پدر معنوی خود، در گوشه زندانها به سر می برند و خون جوانان این سرزمین، تنها به جرم پیگیری اصل اصیل باورهای رهبر کبیر انقلاب در “میزان ” بودن رأی ملت، به زمین ریخته می شود و دردناک تر آنکه این فجایع از سوی کسانی صورت می گیرد که شعار “وا اماما” شان، گوش ها را سخت می آزارد. 

 ۲۲بهمن، به عنوان سالروز پیروزی خون بر دیکتاتوری فردی سلطنتی، سالروز استیلای ستمدیده بر ستمگر، سالروز سرنگونی رژیم مطلقه و جایگزینی حکومتی مبتنی بر خواست عمومی جامعه، نمادی است از مبارزه همیشگی ملت آگاه ایران برای نیل به آزادی و دموکراسی که ” آزادی”، سودای جاودان مردم ایران، از مشروطه تا امروز بوده است. 

بیست و دوم بهمن هشتاد و هشت به عنوان سمبلی از این مبارزه همیشگی مردم ایران، به روزی تاریخی در نفی آن چیزی تبدیل خواهد شد که هیچ نامی جز انحراف از آرمانهای هویت بخش انقلاب ۵۷، بر آن نمی توان نهاد. 

 در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهیم داشت تا مسیری را که پدرانمان متجاوز از ۳ دهه پیش به پیشوایی

خمینی، در رویارویی با استبداد علنی پیمودند، بپیماییم و یکبار دیگر مرگ دیکتاتوری، آزادی زندانیان سیاسی، غارتگر بیت المال و حفظ شان روحانیت معظم و شخصیت های محبوب ملی را خواستار شویم. 

 ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی، ضمن تسلیت اربعین حسینی با دعوت از عموم مردم ایران برای

حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن و اعتراض به انحراف انقلاب از پایه های هویتی آن، با تاکید مجدد بر به رسمیت نشناختن دولت  از مردم آگاه می خواهد که در اعتراض به آنچه که در روزهای پس از کودتای انتخاباتی خرداد ۸۸ بر این سرزمین رفته است، در راهپیمایی امسال حضوری اعتراضی داشته باشند و نفی دیکتاتوری عریان و بازگشت به اصول هویتی انقلاب سال ۵۷ را فریاد کنند. 

ستاد ملی جوانان حامی خاتمی وموسوی 

ستاد ۸۸


 


تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۰۵ بعد از ظهر 

عجز و ناله امام جمعه رژیم در آستانه 22 بهمن

 

ایرنا: امام جمعه موقت تهران امروز با اشاره به در پيش بودن راهپيمايي 22بهمن ،افزود: اگر کساني بخواهند در اين روز شعار داده يا دست به کارهاي انحرافي بزنند، در پيشگاه خداوند مسوول خواهند بود. آيت الله امامي کاشاني با بيان اينکه ممکن است برخي بخواهند در اين روز شعارهايي خاص را سر دهند، خطاب به جوانان گفت: از شما تقاضا مي کنم به کساني که ممکن است بخواهند وارد صف شما شده و شعار سر دهند، اجازه ورود در ميان خودتان نداده و خود را با آنها آلوده نکنيد.
آدينه، 16 بهمن ماه 1388
ایران پرس نیوز 
 

 

 

 عقب نشینی رژیم در نماز جمعه امروز امامي كاشاني

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران
سرويس: سياسي

ـ از گذشته عبرت بگيريم ـ به همه راهپيمايان 22بهمن بايد احترام گذاشت ـ
برخي شعارهاي مطرح شده در 9دي را ندهيد تا در مملكت وحدت ايجاد شود

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1487106&Lang=P


 

موج جدید بازداشت ها در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی

 در روزهای اخیر موج جدیدی از بازداشت ها آغاز شده است که بیشتر بازداشت شدگان از فعالان طیف چپ می باشند.

خبرگزاری هرانا - در شب های گذشته ماموران امنیتی تعدادی از فعالان طیف چپ را بازداشت کرده و برای دستگیر کردن تعدادی دیگر از آنها نیز اقدام کرده، اما موفق به بازداشتشان نشدند.
یاشار دارالشفا، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران، از جمله افرادی است که پنجشنبه شب در هجوم ماموران امنیتی به خانه اش بازداشت شده است. ماموران در این هجوم، کاوه دارالشفا و توران کبیری، برادر و مادر او را هم بازداشت کرده اند.

یاشار دارالشفا پیش از این در اعتراضات روز ۱۳ آبان هم بازداشت شده و حدود سه هفته را در زندان اوین گذرانده بود. مازیار سمیعی، دیگر فعال سابق دانشجویی طیف چپ است که او نیز پنجشنبه شب در خانه اش دستگیر شده است.پیش از این نیز مازیار سمیعی در آبان ماه سال 86 در مقابل دانشگاه علامه بازداشت و پس از ده روز آزاد شده بود.

به نظر می رسد دستگیری این دو با گفته های امید منتظری در دادگاه اخیر بی ارتباط نباشد. آقای منتظری در دادگاه خود از جمله به فعالیت های خود در نشریه سرپیچ اشاره کرده بود و مازیار سمیعی و یاشار دارالشفا هم در این نشریه اینترنتی که گرایش چپ داشته، یادداشت هایی نوشته بودند. امید مهرگان، مترجم و نویسنده و روزنامه نگار صفحه اندیشه روزنامه شرق، هم پنجشنبه شب در منزل مسکونی اش بازداشت شد
.
ماموران امنیتی کرمانشاه نیز صبح روز چهارشنبه 14 بهمن ماه، کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق بشر و عضو کمپین یک میلیون امضا را در منزل اش بازداشت کردند. نیلوفر لاری پور خبرنگار نشریه چلچراغ  نیز روز 12 بهمن، در مراجعه به اداره پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شد.
همچنین نوشین جعفری خبرنگار سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد،چهارشنبه شب در منزلش بازداشت شد

گلناز توسلی دانشجوی رشته هنر دانشگاه آزاد تهران مرکز روز پنج شنبه مورخ 15 بهمن ماه توسط پلیس امنیت  در منزلش بازداشت شد.
 بهار تراکمه (دخبر یونس تراکمه و ردوان تراکمه که او هم از فردای عاشورا در بازداشت است) نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

در یاسوج نیز، رضا اکوانیان، وبلاگ نویس از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و کمپین یک میلیون امضا، محمد اکوانیان و حسن اکوانیان در منازل شخصی خود بنا به دلایل نامعلومی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

نازنین فرزانجو، دانشجوی مترجمی زبان فرانسه و از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صبح روز جاری مورخ 13 بهمن ماه در منزل شخصی خود در مهرشهر کرج، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

از دیگر بازداشتی های میتوان از سحر قاسمی نژاد (دانشجوی دانشگاه تهران و فرزند یکی از اعدام شدگان دهه ۶۰)، نازنین حسن نیا (دانشجوی دانشگاه تهران)، احسان میرسعیدی (دانشجوی دانشگاه امیرکبیر)، محمد مختاری (دانشجوی دانشگاه کاشان)، وحید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، نوید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، اسماعیل ایزدی (فعال سابق دانشجویی)، علی محمد اسلامپور (خبرنگار در کرمانشاه)، شاهین فضلی(فعال مدنی و دانشجویی و منتقد سینما در تبریز) نام برد 

منبع “ایمیل هموطن” 

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 7, 2010

نود و یکمین شماره نشریه ایمیلی سبز منتشر شد.

برای دریافت نشریه سبز به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://rapidshare.com/files/347279797/Roozname_Sabz_91_Jadid.pdf.html

منبع “ايمیل هموطن”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 7, 2010

زنبورک؛ گفت وگو با سولماز تِکه؛ زنبورک نواز

«دختران ترکمن بوسیله‌ی زنبورک با هم حرف می‌زدند»

مینو صابری

minoo.saberi@radiozamaneh.com 

یکی از سازهای اصلی ترکمن‌ها «زنبورک» است که به آن «قوپوز» می‌گویند. زنبورک، یک ساز قدیمی است که در گذشته‌های دور از چوب و یا حتی گاهی از نی ساخته می‌شده. صدای زنبورک چوبی؛ از نوع فلزی آن کمتر و نواختن آن هم مشکل‌تر است. شاید این‌ها باعث شده که زنبورک چوبی کم‌کم جای خودش را به زنبورک فلزی بدهد.

 فایل صوتی را از اینجا بشنوید!

 زنبورک ساز ساده‌ای است که از دو قطعه فولاد تشکیل شده. یعنی بدنه‌ی زنبورک و زبانه‌ی آن.


زنبورک تشکیل شده از دو قطعه فلز؛ زبانه و بدنه

زنبورک را معمولا زنان و دختران ترکمن می‌نوازند. می‌گویند در گذشته آنقدر زنبورک برای زنان و دختران ترکمن عزیز بوده که در هر مراسم عروسی و یا اعیاد مذهبی‌ای که شرکت می‌کردند حتما زنبورک را با خودشان می‌بردند.

پیش‌ترها زنان و دختران ترکمن توسط زنبورک با یکدیگر حرف می‌زدند. در اکثر آهنگ‌هایی که توسط زنبورک نواخته می‌شود؛ ریتم چهار نعل و یورتمه‌ی اسب شنیده می‌شود و با شنیدن این نوا تصویر اسبی که در حال تاختن هست در ذهن شنونده مجسم می‌شود.

بنا به اقتضای زمان کم‌کم می‌رفت که این ساز به فراموشی سپرده شود؛ اما خوشبختانه در سال‌های اخیر دختران ترکمن؛ در مراسم و جشن‌واره‌های مختلف زنبورک‌نوازی را از سر گرفته‌اند و باعث احیای دوباره‌ی این ساز شده‌اند.


سولگون و سولماز تکه؛ دو خواهر زنبورک نواز

زنبورک هم به صورت تک‌نوازی نواخته می‌شود و هم گروهی. در ایام قدیم، وقتی دختر ترکمنی به خانه‌ی بخت می‌رفت جمعی از دختران به همراه عروس و ساقدوشانش به صحرا می‌رفتند و تفریح‌کنان در حالی‌که زنبورک می‌نواختند؛ عروس را با محل زندگی‌اش آشنا می‌کردند؛ که مثلا چاه کجاست؛ چشمه کجاست.

این یک رسم قدیمی بوده که هم دختران به شادی می‌پرداختند و هم عروس را با محل زندگی جدیدش آشنا می‌ساختند.

با «سولماز تِکه» یکی از بهترین زنبورک‌نوازان ترکمن که در شهر گنبد ساکن است گفت‌و گوی کوتاهی داشتم:


سولماز تکه در حال تک نوازی زنبورک

زنبورک را بیشتر در مراسمی از آن استفاده می‌کنید؟

در واقع زنبورک نوعی ساز بوده که در قدیم دختران به‌وسیله‌ی این ساز با هم حرف می‌زدند. این ساز یک نوع حس و زبان خودش را دارد.

در ایران کسانی که با این ساز آشنایی دارند بسیار اندک‌اند. چون مادر بزرگ‌ام قبلآ زنبورک کار می‌کرد بنابراین گوش ما با این ساز آشنا بود. و بعد از ایشان هم؛ مادرم زنبورک‌می‌نواخت و به همین دلیل و با توجه به تجربیات آن‌ها ما هم نواختن این ساز را یاد گرفتیم.

این ساز را موقع نواختن با دندان می‌گیرید یا با لب؟

این ساز یک زبانه دارد که بین دندان‌ها؛ در واقع بین فک بالا و فک پایین قرار می‌گیرد؛ ولی آن‌را با فشار دندان نگه نمی‌دارند؛ چون اگر این کار را بکنند زنبورک صداهای ناهنجاری می‌دهد.

در واقع ریتم‌هایی که با زنبورک نواخته می‌شود توسط حرکت انگشت به زبانه‌ی ساز و با نفس نوازنده هست. با حرکات زبان و دم و باز دم و هماهنگی این‌ها؛ می‌شود صدای خوبی از زنبورک در آورد.

پس نواختن زنبورک در دراز مدت هیچ‌گونه آسیبی به دندان وارد نمی‌کند؟

خیر. زنبورک تقریبآ روی دندان قرار می‌گیرد نه بین دندان‌ها؛ که بخواهیم با دندان روی زنبورک فشار وارد کنیم. فقط از دندان به عنوان تکیه‌گاه استفاده می‌شود که آسیب خاصی به دندان نمی‌رساند. بیشتر زحمت‌اش روی نفس و حرکت دست هست.


حاج محمد ایری مدیر فنی گروه ملانفس که با نواختن انواع سازهای ترکمنی از جمله زنبورک آشنایی دارد

درست است که ساز زنبورک به زنان و دختران ترکمن اختصاص دارد اما هستند مردان ترکمنی هم؛ که این ساز را ماهرانه می‌نوازند. از جمله «حاج محمد ایری» مدیر فنی گروه موسیقی «ملا نفس».

منبع “رادیو زمانه” http://zamaaneh.com

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 5, 2010

اتحادیه اروپا به مقامات ایران: اعدامها را متوقف کنید

شبکه جنبش راه سبز(جرس): اتحادیه اروپا با صدور بیانیه ای از ایران خواسته است هر چه سریعتر اجرای احکام اعدام زندانیان را صرفنظر از جرایم آنها متوقف کند.

 کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا روز جمعه در این بیانیه اظهار داشت مقام های ایران روز دوم فوریه اعلام کردند نه نفر در دادگاه های دسته جمعی اخیر به جرایمی از جمله محاربه با خدا محکوم و بزودی اعدام می کنند.

 وی افزود: این اظهارات بخشی از روند نگران کننده ارعاب معترضین و مخالفین است.

 در ادامه این بیانیه آمده است اتحادیه اروپا با مجازات اعدام تحت هر شرایطی مخالف است و از ایران می خواهد اعدام ها را به سرعت به حال تعلیق در آورد.

 اتحادیه اروپا از بیانیه اخیر ایران “عمیقا اظهار نگرانی” کرده و خواستار “احترام به حداقل معیارها” از جمله حق محاکمه عادلانه و درخواست عفو بر طبق قوانین و تعهدات بین المللی این کشور است.

 بنظر می رسد که واکنش کاترين اشتون به اظهارات ابراهيم رييسی، معاون اول قوه قضاييه، است که در قم گفته بود: دو نفری که اعدام شده و ۹ نفری که به زودی اعدام خواهند شد قطعا در جريان آشوب های اخير دستگير شدند.

 آرش رحمانی پور و محمد رضا علی زمانی که گفته می شود پيش از انتخابات بازداشت شده بودند، سحرگاه روز پنجشنبه، هشتم بهمن ماه، توسط دادگاه انقلاب اعدام شدند.

اعدام اين دو نفر واکنش های گسترده ای در سطح بين المللی و همچنين در داخل ايران در پی داشته است.

مخالفان در ايران، مقامات قضايی را متهم کرده اند که آنها با هدف جلوگيری از حضور معترضان در تظاهرات ۲۲ بهمن دست به اين اعدام ها زده اند.

در همين زمينه، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، با اعتراض به عملکرد قوه قضائيه جمهوری اسلامی، اعدام‌ آرش رحمانی پور و محمد رضا علی زمانی را محکوم و اجرای اين احکام را عجولانه و با هدف ايجاد ترس برای شرکت نکردن مردم در راهپيمايی روز ۲۲ بهمن ارزيابی کردند.

 در همین حال حامیان احمدی نژاد از این اعدامها استقبال کرده و خواستار شدت عمل بیشتر قوه قضاییه شدند.

منبع “جنبش راه سبز (جرس)”http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 5, 2010

اختصاصی جرس/نامه سرگشاده خانواده آیت الله ربانی املشی به رئیس قوه قضائیه

آثار وضعی اینگونه ظلمها نظام جمهوري اسلامی را تا نابودي پیش خواهدبرد

جنبش راه سبز (جرس):خانواده آیت الله ربانی املشی در نامه ای سر گشاده به رئیس قوه قضائیه نسبت به بازداشت دکتر ربانی برادر مرحوم آیت الله حاج مهدی ربانی املشی ، دادستان کل کشور در زمان آیت الله خمینی معترض و خواستار رسیدگی به وضعیت تمامی زندانیان بعد از انتخابات شدند .

دکتر محمد صادق ربانی، استاد بازنشسته دانشکده علوم دانشگاه تهران وعضو هیات اجرایی شورای ملی صلح روز عاشورا در تقاطع خیابان های استاد نجات الهی و طالقانی در حالی که به سمت خانه می رفت توسط افراد بسیجی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.

متن نامه بدین شرح است :

باسمه تعالی ریاست محترم قوه قضائیه؛ سلام علیکم

ضمن گرامیداشت سالگرد پیروزي انقلاب اسلامی مردم ایران و آرزوي وفاق عمومی آن روزهاي فراموش نشدنی، لابد بر حسب قاعده اطلاع دارید که یکی از دستگیرشدگان اخیر آقاي دکتر محمدصادق ربانی، برادر مرحوم آیت الله ربانی املشی(ره) می باشد.

آقاي دکتر ربانی استاد بازنشسته دانشگاه تهران، یکی از چهره هاي علمی و دانشگاهی است و کسانی که او را میشناسند، میدانند پرهیز از وابستگیهاي سیاسی و کمال دلسوزي و از خودگذشتگی نسبت به جامعه و انقلاب از بارزترین خصوصیات ایشان است و تنها دغدغه ایشان مانند هر مسلمان وظیفه شناسی پایمال نشدن حقوق شهروندان است. شاید همین دغدغه هاي بشردوستانه باعث شده که ایشان در معرض اتهام قرار بگیرند. به یاد داریم در اوایل پیروزي انقلاب، از پذیرفتن کارهاي اجرایی و مدیریتی به دلیل نسبتشان با آیت الله ربانی امتناع میکردند تا شائبه ي فامیل گرایی در ذهن کسی خطور نکند. این موضوع خود مصداقی از پاکی نیت و خلوص ایشان میباشد. حال شاهد این هستیم که چنین شخص شریفی که همیشه، فقط در فکر تعلیم و تربیت بوده و مصلحت نظام را بر مصلحت خود مقدم میدارد و به راحتی از مناصب دنیوي میگذرد، چهل روز است که مظلومانه و بدون جرمی مشخص، در بند است و ضمن محرومیت از کلیه حقوق انسانی و اسلامی، حتی اجازه ملاقات با خانواده خود را هم نداشته است.

جناب آقاي لاریجانی، این یک نمونه از بازداشتهاي دستگاه تحت امر جنابعالی است. لااقل این احتمال را بدهید که، دیگرانی هم در بازداشتگاههاي نظام باشند که بدون هیچ گناهی در حال مجازات شدن هستند.

بسیار موجب تأسف است اذعان به این حقیقت که آثار وضعی اینگونه ظلمها نظام جمهوري اسلامی را تا نابودي پیش خواهدبرد. “الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.”

امیدواریم تا از این دیرتر نشده، تصمیمی جدي بگیرید و با احقاق حقوق مظلومان و آزادي بی گناهان نام خود را در لیست یکی از خدمتگزاران واقعی نظام اسلامی، ثبت نمایید.

خانواده آیت الله ربانی املشی(ره)

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 5, 2010

استراتژی موسوی؛ پاکسازی جمهوری اسلامی از استبداد دینی با تکیه بر ظرفیتهای قانون اساسی

سعید زندگانی

شبکه جنش راه سبز(جرس): گفت و گوی اخیر میرحسین موسوی با سایت “کلمه” را می توان در زمره روشن ترین بیانیه های او در مورد “جنبش سبزمردم ایران” دانست، همان که او در هفدهمین بیانیه اش پس از عاشورا، خود را نه رهبر آن، نه یکی از رهبران، بلکه “یک همراه جنبش سبز مردمی” نامیده و گفته بود: “گیرم که چند روز با دستگیریها، خشونتها، تهدیدها، بستن روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار کردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟”

“تغییر قضاوت مردم نسبت به نظام” نیز دغدغه اصلی موسوی است و او دلیل آنرا استبداد موجود حکومتی می داند که جنبش سبز مردمی را در پی داشته است. از دیدگاه او جنبش سبز می رود تا در پیروزی خود استبداد تاریخی موجود در کشور ما را به نقد بکشد و آنرا از بقایای دیکتاتوری پاک سازد: “انتخابات اخیر و حوادث پس از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقدهای جدید قرار داده است… در سال 57 همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند. دو گروه اکثریت و اقلیت در خیابان نداشتیم و همه با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی همراه بودند.”

استبداد حکومتی بویژه استبداد دینی، مشروعیت یک نظام را از بین می برد و فروپاشی آنرا امکان پذیر می کند، چنانکه در فروپاشی سلطنت پهلوی نیز چنین بود. موسوی می گوید: “اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند، رزیم شاهنشاهی می توانست مثل برخی از کشورها در ایران نیز دوام داشته باشد… اما حکومت طولانی پهلویها نشان می داد که ریشه های استبداد در انقلاب مشروطیت کاملا خشک نشده بود.”

عوامل بازتولید استبداد دینی

او از آنجا به امروز نقب می زند ومعتقد است که عوامل بازتولید استبداد با انقلاب بهمن 57 از بین نرفته و امروز هم عوامل و ریشه هائی را که منجر به دیکتاتوری و استبداد می شود، می توان همراه با مقاومت مردم در برابر آن عوامل، در جامعه مشاهده کرد. در حقیقت استرتژی میرحسین موسوی پاکسازی جمهوری اسلامی از استبداد دینی البته در چارچوب قانون اساسی است: ” من امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری را ناشی از ادامه استبداد شاهی می دانم که ریشه کن نشده بود…به همین دلیل اعتقاد ندارم که انقلاب به هدفهای خود رسیده باشد…کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد؛ چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است…آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است.”

موسوی معتقد است که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای، پرشدن زندانها، کشتن بیرحمانه مردم در خیابانها، نشانه حضور دیکتاتوری است: “دروغ در دولت و صداوسیما و روزنامه های وابسته سکه رایج شده است.وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و انتظامی هستند که بر پرونده های قوه قضائیه حکم می رانند، در حقیقت این قوه قضائیه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که اول انقلاب زیادی خوشبین بودیم!”

نخست وزیر سالهای جنگ، با اشاره به خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری که درخواست آزادی را محدود می کند، “گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی” را یک ضرورت می داند. “آزادی” برای موسوی در تمام بیانیه هایش در ماههای پس از انتخابات کلمه رمز بوده که قفل صندوق استبداد را باز می کند. او در بیانیه هفدهم خود که پنج شرط برای برون رفت از بحران پیشنهاد کرد، پس از مسئولیت پذیری دولت و تدوین قانون شفاف انتخابات، سه پیشنهاد دیگرش بر مبنای آزادیهای مردمی بود: آزادی زتدانیان – آزادی مطبوعات و رسانه ها- آزادی اجتماعات.

تنها یک قانون خوب مشکل را حل نمی کند

او قانون اساسی جمهوری اسلامی را دارای آنچنان خصوصیتی می داند که بتواند آزادی های مورد نیاز مردم در جنبش سبز را در اختیار آنان بدهد. اما خبرنگار می پرسد: “آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟” و این سوالی است که بسیاری از مردم دارند. اما موسوی جواب دارد:
“بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند…ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است. از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد.”

در انتظار راهپیمائی سبز 22 بهمن

چند روزی بیشتر تا 22 بهمن و سالگرد انقلاب نمانده، روزی که می تواند برای جنبش سبز مردم ایران بسیار آینده ساز باش. موسوی در این گفت و گو مردم را به حضور در راهپیمائی های آرام سالگرد انقلاب فرا می خواند و سخنی نیز با سرکوبگران دارد: ” توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است.”
جامعه ایرانی با وجود گونه گونی بسیار، در کل جامعه ای آئین مدار و دین باور است. بیدادی که در این سالها به نام اسلام بر این ملت رفته، نتوانسته باورهای آنان را متزلزل کند. جنبش سبز میر حسین موسوی را نیز با شعار “یک یا حسین تا میرحسین” همراهی کرد و به اینجا آورد. سرکویگران حکومتی بسیار دوست دارند که سبزها را فارغ از دین، بی باور، بی دغدغه و وابسته به بیگانه بخوانند و بدانند، اما تاکنون همه ترفندهایشان در این مورد نقش آب شده است. موسوی با توجه به همین مسئله هشدار می دهد که “همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند.”
این اعتقادات و هنجارها از آن سو و از نگاه مردی که مردم به او رای دادند، پیوندی عمیق با هویت تاریخی ایرانیان با اندیشه ها و سلیقه های گوناگون دارد: “هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم.”

مرز بندی با افراطیون مشکوک

یکی از مهمترین بخش های مصاحبه موسوی که کمتر مورد توجه قرار گرفت، مرزبندی وی با افراطیون و شعارهای افراطی برای عبور از قانون اساسی و باورهای دینی مردم بود که به تعبیر او ضربه اش به جنبش به مراتب بیشتر از حرفهای اقتدارگرایان است. او گفت:” بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند.”

این نخستین بار بود که موسوی با برخی مدعیان که در این واویلای نبرد نفس گیر ملت با استبداد بیاد تکرار شبهات نخ نمای مخالفان اسلام و قرآن و تشیع افتاده اند، به وضوح و شفافیت مرزبندی می کرد. نکته مهم در اظهارات موسوی مشکوک تلقی کردن چنین اظهاراتی بود. موسوی گفت: “اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است. ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است.”
وی با ابتر دانستن عبور از قانون اساسی گفت:” کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند.”

موسوی شعارهایی را مفید دانست که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند..
موسوی در پایان این بخش از سخنانش گفت:”به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده، اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. “
این بخش از اطهارات موسوی اشاره مستقیم به طرح مباحث و شعارهایی داشت که عملا بیشترین ضربه را به جنبش وارد کرد و مخالفین جنبش سبز یه استناد آن گفته ها وشعارها ی این اقلیت ، اکثریت جنبش را ضد دین و وابسته به خارج و مخالف آرمان حمایت از ملت مظلوم فلسطین قلمداد کرده اند.

در خارج سخنگو ندارم!

شاید یکی از مهمترین بخشهای گفت و گوی موسوی را بتوان بخش پایانی آن دانست، آنجا که اودر مورد نمایندگانی که در خارج از کشور ندارد، صحبت می کند. در این ماهها برخی در بیرون از ایران خود را سخنگوی رسمی و غیر رسمی میرحسین موسوی و جنش سبز معرفی کردند، اما نامزد برگزیده مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری، پاسخ می دهد: “در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم. مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.”

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 5, 2010

قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمدي

زهرا رهنورد

سي و يكسال پيش معناي پيروزي انقلاب اسلامي مترادف بود با تحقق آرمانهاي بلند و مغفول و هزار و پانصد ساله مردم ايران. آرمانهايي همچون آزادي، دموكراسي، قانونگرايي، عدالت و مساوات و رفاه و برابري حقوق زن و مرد، و احقاق حيثيت فراموش­ شده زنان.

و البته اين هويت مضبوط همه انقلابها است كه تبلور تماميت آرزوهاي مردم خود باشند.

اما حالا، دهه فجر پاورچين پاورچين پا به صحنه تاريخ سي ساله انقلاب اسلامي نهاده، درحاليكه طوفاني از مطالبات مردمي را پيش روي خود دارد.

از آن ليست بلند بالاي مطالبات، يكي، از همه جالبتر است! آن كه پوستين وارونه به تن كرده! مساوات بين زن و مرد كه امروز يك مساوات مخوف است؛ مساواتي كه عليرغم دفاع هميشگي از حقوق زنان و مساوات­ طلبي ذاتي نهفته در درون آن از مساوات مذكور و به خاطر آن از حكومت تشكر نكرده، بلكه نهايت انتقاد و تنفر خود را اعلام مي­ كنم: مساوات در خشونت نسبت به زنان و مردان. «طاعت ار دست نيايد، گنهي بايد كرد».

در روزهاي گذشته، هنگاميكه زنان و مردان مطالبات خود را بيان كردند … به طور مساوي، زنان و مردان دستگير شدند، زندان شدند، بازجويي شدند، و در سلولهاي انفرادي و نمور پوسيدند … يا در كهريزكهاي متنوع به شهادت رسيدند. زنان و مردان در روز عاشورا، زير ماشين له شدند، يا به تير كين گلوله به شهادت رسيدند …

امروز – باز هم مثل سي سال پيش – بازخواني مسائل زنان جز در چارچوب مطالبات اساسي و سياسي مردم ايران بسيار دشوار است. اگر مباحثي چون ديه مساوي زن و مرد، حضانت مادران، حذف تعدد زوجات، لزوم وزارت و مديريت و اشتغالهاي زنان را در اولويت قرار نمي­دهيم، به دليل آرمانهاي بلندي است كه مغفول مانده و فعلاً از حذف آزاديهاي سياسي و دموكراسي و قانونگرايي سخن مي­گوييم كه بر تارك همه آنها، تحقق يك مساوات عجيب و مخوف، حيرت همگان را برانگيخته است.

فهرست مصائب زنان در روند آزاديخواهي و دموكراسي طلبي ابعاد اين مساوات مخوف را بر ملا مي­ كند:

- زنان و دانشجويان گمنام در بند

- زنان روزنامه ­نگار در بند

- زنان وكيل و طرفداران حقوق بشر در بند

- زنان مساوات­ طلب و طرفداران حقوق مساوي زنان

- زنان طرفدار حقوق كودكان

- و زنان آزادي خواه ديگري كه در قلمروهاي متفاوت مطالبات خود را بيان داشتنه­ اند و شربت مجازات را نوشيده­ اند.

اما پيامبر مصطفي (ص)، در تمام طول حيات درخشان و الهي خود، رأفت خاصي نسبت به زنان ابراز داشتند.

اگر سيره پيامبر (ص) رهنماي مدعيان اسلام است، به پا خيزيد و يكبار هم كه شده پيروي از او را به اثبات رسانيد … و رأفت محمدي پيشه كنيد …
به يمن و مباركي بيست و دوم بهمن، تاريخ پيروزي انقلاب اسلامي، همه زندانيان سياسي را آزاد كنيد … و اين اقدام را با آزادي زنان زنداني كليد بزنيد

منبع “جنبش راه سبز (جرس)” http://www.rahesabz.net/

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ارسال شده توسط bosgun در فوریه 4, 2010

 نودمین شماره نشریه ایمیلی سبز منتشر شد.

برای دریافت نشریه سبز به آدرس زیر مراجعه کنید:

http://rapidshare.com/files/346097423/Roozname_Sabz_90_Jadid.pdf.html

منبع “ایمیل هموطن”

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »